دسترسی به رمان خون بر برف اثر یو نسبو دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)
اولاف یونهانسن، تجسم تناقض است: او قاتلی خونسرد با قلبی پر از احساس است! البته این موضوع معمولا مشکلی به وجود نمیآورد… اولاف، برای یکی از بزرگترین گروههای تبهکاری اسلو در دههی 1970 کار میکند. او خیلی راحت، هر کسی را که برای رئیسش مشکلی به وجود آورد، از سر راه برمیدارد. اولاف اما پیچیده تر از چیزی است که به نظر میرسد. مأموریت آخر اولاف، او را در اوج حرفهی خود قرار میدهد اما شاید به بزرگترین اشتباه او نیز تبدیل شود: معلوم میشود هر چه بیشتر در مورد تجارت رئیستان بدانید، او بیشتر ممکن است بخواهد خود شما را از سر راه بردارد—مخصوصا اگر عاشق همسرش نیز باشید! …
نمونه ای از نثر رمان خون بر برف
درست رو به روی آپارتمان هافمن در خیابان بیگدی اتاقی در هتل کوچکی گرفتم. نقشه از این قرار بود که تا چند روز زنش را زیر نظر بگیرم ببینم وقتی شوهرش سر کار است، بیرون میرود یا نه یا اینکه کسی به دیدنش میآید یا نه. نه اینکه دوست داشتم بدانم معشوقش چه کسی است. هدفم این بود که بهترین و کم خطرترین زمان حمله را پیدا کنم یعنی زمانی که تنها بود و قرار نبود کسی بیاید. زاویه دید اتاقم عالی از آب درآمد نه تنها میتوانستم رفت و آمدهای گرینا هافمن را زیر نظر بگیرم بلکه میتوانستم ببینم داخل آپارتمانش چه کاری از او سر میزند. ظاهراً به خودشان هیچ وقت زحمت نمیدادند پردهها را بکشند.
اکثر مردم همین طورند، در شهری که آفتابی نیست تا جلویش را بگیرند و آدمها اغلب دنبال جایی گرم هستند نه اینکه بایستند و خیره بشوند به پنجره دیگران. چند ساعت اول کسی را داخل ندیدم فقط اتاق نشیمنی که غرق نور بود. ظاهراً خانواده هافمن در مصرف برق صرفه جویی نمیکردند. مبلمان انگلیسی نبود بیشتر شبیه مبلمان فرانسوی بود به خصوص مبل وسط اتاق که فقط یک طرفش پشتی داشت. احتمالاً از آن راحتیهایی بود که فرانسویها اسمش را شیر لونگ گذاشتهاند که به معنی صندلی دراز است؛ مگر اینکه معلم فرانسهام سر کارم گذاشته باشد. پرنقش و نگار، کنده کاریهای نامتقارن، با پارچهای که طرحش از
طبیعت الهام گرفته شده بود. به سبک روکوکو، طبق کتابهای تاریخ هنر مادرم. البته شاید هم یک نجار محلی آن را سر هم کرده باشد و به سبک روستاییان نروژی رنگ زده باشد. در هر صورت، میلی نبود که جوان ترها انتخاب میکنند. پس شاید کار زن قبلی هافمن بود. پینه میگفت وقتی پنجاه سالش شد هافمن او را از خانه بیرون کرد. چون پنجاه سالش شده بود. در ضمن پسرشان هم از خانهشان رفته بود و زنش کار خاصی نداشت در خانه انجام بدهد. پینه گفت هافمن تمام اینها را جلوی روی زنش گفته و او هم پذیرفته؛ به علاوه آپارتمانی ساحلی و چکی به مبلغ یک و نیم میلیون کرون برای وقت گذرانی کاغذهایی را که …