رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود رمان آصلان pdf از مائده قریشی

 

دانلود رمان آصلان pdf از مائده قریشی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

ژانر رمان: عاشقانه، معمایی، اجتماعی

خلاصه رمان آصلان

آصلان شاهی، تاجر چرمی نامدار و خشنی است که از دختر زیبا و مظلومی دورادور مراقبت می‌کند، آصلان نمی خواهد نزدیک آن دختر بشود. زیرا به خودش قول داده که در امانت خیانت نکند! اما با طنازی و دلبری آلما طاقتش طاق می‌شود، و او را مال خودش می‌کند غافل از اینکه مقصر مرگ خانواده‌ی آلما …

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان بی نفس در گرداب [جلد ¹]

دانلود رمان توهمی به نام عشق [جلد ²]

قسمتی از رمان

دود تمام خانه را در برگرفته است و فضای مه آلودی که پیش رویش نقش بسته می تواند تنها یک خیال باشد؟حتما همین گونه بود چرا که او این روزها زیاد در خیال های ترسناکش غرق می شد !قدم برداشتنش دست خودش نیست و مانند یک ربات برنامه نویسی شده به جلو حرکت می کند!ذهنش قابلیت حلاجی کردن را از دست داده است و تنها بی هدف وسط پذیرایی کوچک خانه اش ایستاده و با رمق از دست رفته اش چشم دور خانه می گرداند !نفس می کشد و حجم زیادی از دود را وارد ریه هایش می کند! بازدمش به شکل سرفه خودی نشان می دهد و این می شود استارت حمله ی پیام های عصبی به مغزش !
می خواهد جلوی سرفه های غافلگیرانه که خرش را چسبیده اند را بگیرد اما مقاومت بی فایده است آن هم وقتی پیش رویش یک جهنم واقعی به راه افتاده است !گام هایش این بار او را به سمت آشپزخانه می کشانند !منبع دود از آنجا بود؟ اما او که گاز را روشن نکرده بود… اصلا خیلی وقت بود که وارد اشپزخانه اش نشده بود.چشمانش حجم وحشتناکی از آتش که در بالکن نقلی اش الو گرفته است را مشاهده می کنند و چرا درکی از وضعیت ندارد؟آتش از کناره های نرده ی تراس شعله ور شده بود و این نشان می داد که این آتش سوزی متعلق به واحد نه بلکه کل ساختمان است !

لحظه ای خودش را می بازد؛ بغض گلویش را می گیرد و فکری که مانند خوره به جانش افتاده بود را سرکوب می کند !بغضش را با سرفه ای که این بار بیشتر و حاد تر شده است می شکند و سد چشمانش هم به شکستگی دچار می شوند !عرقی که بر تمام جانش می نشیند را حس می کند ! فکرش درست کار نمی کند! نفس نفس می زند و بالاخره تنها همتی که می کند این است که دستش را بالا می آورد و بر روی دهانش قرار می دهد !بقیه در این وضعیت چه می کردند؟چشمانش را باز و بسته می کند و قدم هایش را تند می کند و وارد اتاق می شود !چشم می چرخاند و دنبال گوشی اش می گردد ! باید با آتش نشانی تماس می گرفت !

  • اشتراک گذاری
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,839 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.