رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان زهیر

دسترسی به رمان زهیر اثر پائولو کوئیلو دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)

زهیر یک رمان است که نام آن از داستان «خورخه لوئیس بورخس» اقتباس شده است. بورخس مفهوم زهیر را متعلق به سنت اسلامی می‌داند و حدس می‌زند در آغاز سده‌ی هجدهم مطرح شده باشد. زهیر به عربی یعنی بیش از حد تابناک، مرئی، حاضر، چیزی که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. چیزی یا کسی که وقتی برای اولین بار با آن ارتباط پیدا می‌کنیم، کم کم فکر ما را اشغال می‌کند، تا جایی که نمی‌توانیم به چیز دیگری فکر کنیم. ماجرای این کتاب با ناپدید شدن همسر یک نویسنده که به عنوان خبرنگار جنگی فعالیت می‌کند، آغاز می‌شود …

نمونه ای از نثر رمان زهیر

«در استپ‌های سرزمین زادگاه من سگ وحشی حیوانی مادینه است. حساس است مطابق غریزه‌اش شکار می‌کند، اما همزمان محجوب است وحشیگری نمی‌کند، برنامه ریزی می‌کند شجاع و محتاط و سریع است. در یک ثانیه از وضعیت آرمیدگی کامل بیرون می‌آید و به طرف هدفش می‌جهد.» فکر می‌کنم «و گوزن؟» دیگر به داستان نوشتن عادت کرده‌ام؛ میخائیل هم به داستان گویی عادت دارد و به سؤالی که در فضا چرخ می‌زند، پاسخ می‌دهد: گوزن خصوصیات نرینه دارد، سرعت، شناخت زمین. هر دو در دنیاهای نمادین خود سفر می‌کنند، دو ناممکن، هم را می‌یابند، و از آن جا که بر سرشت و موانع درونی خود غلبه می‌کنند،

دنیای ممکنات را هم دگرگون می‌کنند. اسطوره‌ی مغولی چنین است عشق در سرشت‌های متفاوت زاده می‌شود. عشق در تضاد نیرو می‌یابد. عشق در رویارویی و دگردیسی دوام می‌یابد. هر کس زندگی خودش را دارد. جهان برای رسیدن به این جا بهای گزافی پرداخته، به بهترین شکلی که می‌توانیم زندگیمان را سازمان می‌بخشیم؛ آرمانی نیست اما می‌توانیم همزیستی کنیم. اما چیزی کم است… همیشه چیزی کم است و برای همین است که امشب اینجا جمع شده‌ایم: تا هر کس به دیگران کمک کند تا کمی به دلیل وجودش بیندیشد داستان‌هایی بگوییم که معنایی ندارد دنبال حقایقی برویم که در روش معمول درک واقعیت نمی‌گنجد،

تا این که، شاید تا یکی دو نسل دیگر راه دیگری بیابیم. دانته‌ی ایتالیایی در کمدی الهی می‌گوید: آنگاه که انسان به عشق راستین اجازه‌ی ظهور دهد، آن ساختارهای نهادینه‌ی پیشین نابود می‌شود و توازن هرچه درست و حقیقت می‌پنداشتیم، برهم می‌خورد. جهان زمانی حقیقی است که انسان عشق را بشناسد… پیش از آن زندگی می‌کنیم با این خیال که عشق را می‌شناسیم اما شهامتش را نداریم تا آن طور که هست، با آن روبه رو شویم. عشق نیرویی وحشی است. اگر بکوشیم مهارش کنیم، نابودمان می‌کند اگر بخواهیم اسیرش کنیم، ما را به بردگی می‌کشاند. اگر سعی کنیم آن را بفهمیم، در سرگشتگی و حیرانی بر جایمان می‌گذارد. این نیرو …

با رمان بوک همراه باشید و این رمان را بخوانید: رمان زهیر

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 27 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.