دانلود رمان پتریکور pdf از زهرا فضلی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
ژانر رمان: عاشقانه
ریموت را زده و سوار میشوم و آهسته در را میبندم. بر خلاف من فرناز جوری در را میکوبد که انگار با در بخت برگشته پدرکشتگی دارد. نگاه سرزنش گرم را به فرناز میدوزم که بی خیال میخندد. ـ ببخشید … از دستم در رفت جون تو ـ نمیدونم چرا این به قلم همیشه از دستت در میره عرق روی پیشانی اش را پاک میکند و غر میزند. ـ اوففف … کشتی ما رو با این لگنت ….. خیره که نگاهش میکنم با صدای گوش خراشی میخندد و ضربه ای به شانه ام میزند. ـ ببخشید که به عروسکت توهین کردم … یعنی این غیرتی که تو رو ماشینت داری بابام رو مامانم نداره ….
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان جاده بیراه
دانلود رمان چشمان
قسمتی از رمان
آره، رفته دنبال کارایی که بهش سپردم. -خیلی عذاب وجدان داره. -بهتر…باید یاد بگیره که کارهای احمقانش برای اطرافیانش هم تبعاتی داره که شاید غیر قابل جبران باشه. -اون فقط گول خورد. صدایش متعجب و ناباور میشود، انگار انتظار این حرف را از من نداشته است.
پوزخندی میزند. -گول؟! یه آدم سالم، ترجیحا یه مرد سی و خوردهای و از لحاظ مغزی و جنسی و سالم…چرا باید با زنی باشه که همچین مشکلی داره؟! اگه خود حسام هم گرایش داشت به این رابطه یه چیزی… ساکت میشود و برای چند ثانیه چیزی نمیگوید.
-نمی خوام راجب کار احمقانه حسام و نقشه های اون زنیکه ی …. حرف بزنم…روانم و بهم میریزه. بوسهای بر گردنش مینشانم و دیگر چیزی نمیگویم. میدانم که تمام مسئولیت ها بر گردن او افتاده است. -یه کاری میکنم روزی هزار بار آرزوی مرگ بکنن…
کنجکاو سرم را بالا میآورم و نگاهش میکنم. -چیکار میکنی؟! مدرکی پیدا کردی؟! -یه چیزایی پیدا شده ولی خب هنوز قطعی نیست. با هیجان و فوری در جایم مینشینم که باعث اخمش میشود. -آروم تر… -چی پیدا کردید؟! دستش را زیر سرش میگذارد که باعث میشود عضلات بازویش برجسته و گاز گرفتنی شود.
-اون فیلمی که از حسام و اون دختره گرفتن یه جاهاییش پرش داره…خیلی خفیف و کوچیک که فقط یه آدم کاربلد و اینکاره میتونه بفهمه. متعجب نگاهش میکنم. -یعنی چی پرش داره؟! -مثلا از ثانیهی پنج فیلم، یه دفعه ای میره رو ثانیه ی هشت…این وسط سه ثانیه حذف شده…دو سه مورد این مدلی تو فیلم بوده…