دانلود رمان ناسره pdf از سارا هاشمی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: اجتماعی،عاشقانه،انتقامی
خلاصه رمان ناسره
سحر اولین زنجیره ی ماجراست. خودکشی اش، شروع اتفاقات و
تغییر سرنوشت ادم های قصه ست . امین ، هستی ، فرزان ،
حامی و نیکی زنجیره های بعدی این قصه ان .
قصه ای که تنها هدفش تنها لحظه ای فکر است
هر هنگام که مشغول فکر کردن به تصمیمی هستیم !
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان بیوه برادرم
دانلود رمان حریر و آتش
دانلود رمان همه من برای تو
قسمتی از رمان
نگاه سحر به یونیت رو به رویش بود .خودش این رنگ را به بهرام سفارش داده بود .رنگ سبز روشن با
کناره های سفید، آرامش می بخشید .چیزی که به نظر او،
بیشتر بیماران نیاز داشتند .اما حاال این رنگ، نه
تنها آرامَش نمی کرد، بلکه دوست داشتنی هم نبود .
صدای باز شدن در دستشویی ، نگاهش را از صندلی به
در سرویس بهداشتی کشاند .حوله ی کاغذی از
صورت خیس بهرام پایین رفت تا او لبخندش را ببیند :
-ببخشید …یک ساعته می خوام برم دستشویی … رفتش این خانوم؟
سحر آه کشان سر تکان داد:
-اوهوم…
-وقت گرفت؟ باید روکش می کرد .
قلب سحر باز هم با بی قراری می زد .بزاق دهانش
را به زحمت از گلوی خشک شده اش پایین فرستاد .
بهرام پشتش به او بود و حوله ی کاغذی خیس و مچاله را داخل سطل زباله ی
گوشه ی اتاق پرت کرد .
وقتی به سمت او باز هم برگشت، لبخندش جمع شده بود:
نگرانی خط عمیقی روی پیشانی بلند بهرام انداخت .آبی که به موهای
جوگندمی اش زده بود، از خشکی شانسحر؟ خوبی؟ !
کم کرده بود و دو سه تار ابتدایی را روی پیشانی خم کرده بود
یک قدم برداشت و چشمان قهوه ای اش تنگ تر شد
می دانست باید حرف بزند، اما زبانش نمی گشت .
از صبح که منشی آزمایشگاه،
برگه ی جواب را لبخند بهسحر؟ حالت خوب نیست؟
دستش داده بود، تا حاال که هوا کامال تاریک شده بود،
فقط فکر کرده بود .دایره عسلی رنگ چشمانش، با
بی قراری میان سفیدی به خون نشسته اش می چرخید .
اخم بهرام عمیق تر شد و با دو قدم بزرگ، جلوی..