دسترسی به رمان تار عنکبوت اثر آگاتا کریستی دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)
در یکی از بعداز ظهر های زیبای بارانی در مارس داخل اتاقی بسیار زیبا که تمامی جاهای آن با سلیقه منحصر به فردی طراحی شده اند دو عدد مرد در کنار یک میز ایستاده بودند. در روی میز یک قلم و چندین ورق و یک بازی شطرنج بود.آقای رولند دلاهای مردی بسیار با شخصیت و با وقار میباشد که در سن پنجاه سالگی خویش به سر میبرد. با ژستی جالب به دستهی یکی از مبلها تکیه داده و با فردی که پیش او بود ورق بازی میکرد… این اثر یک رمان کمدی درام جالب که نمایشنامهای خیلی موفق داشته است …
نمونه ای از نثر رمان تار عنکبوت
در باشگاه گلف هوگو تمام مدت پیرامون صحبتهای کلاریسا حرف میزد و میگفت که او واقعاً بایستی از این بازیها دست بردارد و بعد از رولی پرسید: رولی یادت هست که وقتی من تلگراف از وایت هال دریافت کردم که در آن در مورد اینکه اسم مرا در لیست کسانیکه عنوان شوالیه گری به آنها اعطاء خواهد شد اضافه میکنند، نوشته شده بود؟ این پیرو زمانی بود که من فقط به صورت محرمانه مسئله را یک شب که با هنری دو تایی با هم شام میخوردیم گفتم هنری خیلی تعجب کرد اما کلاریسا میخندید و سر به سرم میگذاشت و من بعداً متوجه شدم که فقط پس از گفتن آن حرف محرمانه بود که کلاریسا به آنها
نامههای تندی نوشته بود و از آنها برای من چنین درخواستی کرده بود، راستی که او گاه میتواند خیلی بچهگانه عمل کند. سر رولند خندهای کرد و گفت: راستی؟ ضمناً او هنرپیشه خوبی هم هست، میدانستی او وقتی که یک شاگرد مدرسه بود یکی از هنرپیشههای خوب باشگاه دراما هم بوده است. یکبار من تصور کردم که او خیلی جدی عمل میکند و روی صحنه با حالتی بسیار حرفهای ظاهر شد. او حتی وقتی دروغهای مضحک میگوید هم خیلی راحت و متقاعد کننده آن را بیان میکند و این درست همان شیوهای است که هنرمندان بکار میبرند یعنی متقاعد کنندگان ماهر و پس لحظهای ساکت ماند و ادامه داد که بهترین دوست
کلاریسا در مدرسه دختری بود به نام ژانت کولینز که پدرش یک فوتبالیست معروف بود. ژانت هم فوتبالیستی بود که تفننی بازی میکرد. یک روز کلاریسا به ژانت تلفن کرد و صدایش را تغییر داد و تقلید صدای یکی از بستگان ژانت را که متصدی تیم فوتبال دولتی یا چیزی شبیه آن بود درآورد و به ژانت گفت که تو برای تیم جدید ما سکوت انتخاب شدهای ولی انتخاب اصلی و نهایی به خود تو بستگی دارد که چقدر بتوانی لباس نمایشی مضحکی را که باید لباس خرگوش باشد بپوشی و بیرون از استادیوم چلسی بایستی. بعد از ظهر آن روز ژانت سریعاً ترتیب اجاره کردن لباسی که به شکل خرگوش بود داد و با آن جلوی در استادیوم چلسی ظاهر شد …