دانلود رمان تو خاطره نشدی pdf از دلربا عجملو
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
پای چپم را با حرص به زمین کوبیدم و با لحن شاکی پرسیدم: – چه خبره باز؟! دوباره چی شده داری با بهانههای الکی میفرستی برم خونهی مامان لیمو؟
با خونسردی تقلبیاش، جدی و محکم جواب داد:
– چراش رو گفتم بهت؛ الانم برو بذار به کارم برسم. نفسم را رها کردم و با لحن تهدید آمیزی گفتم:
– این دفعه برم دیگه نمیآم!
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان لانتور
دانلود رمان ماهرخ
قسمتی از رمان
اهمیتی به حرفم نداد و تند تند ملافه های تمیز را در لباسشویی چپاند..
دخترش را خوب میشناخت،میدانست بلوف میزنم ،یک روز ندیدنش علایم حیاتی ام را به مرز هشدار میرساند..
و اگر یک شب دستم را روی قلبش نمیگذاشتم خواب سراب میشد کافی بود پیام بدهد یا تماس بگیرد و در لحن صدایش رد پای خواهش و التماس باشد
هرجای این شهر که بودم زود خودم را به او میرساندم،خانه ی مامان لیمو که همین بغل بود
همه چیز خوب که نه اما نرمال بود…اما از چند روز پیش یک دیدار به ظاهر ساده و معمولی زندگی نسبتا اراممان را دچار تنش و التهاب
و حال مامان را به هم ریخته بود….