دانلود رمان از کدامین صبح طلوع خواهی کرد pdf از توسکا ۹۸
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی
وای اگر پیچشِ من با خَمت … / درد شود تا که به دست آرمت
نوش ِ خودم زهر ِ سراپا غمت … / بیشترش کن که کـَمم با کـَمت
خوب ترین حادثه می دانمت … / خوب ترین حادثه می دانی ام
غسل کن و نیت ِ اعجاز کن … / باز مرا با خودم آغاز کن
یک وجب از پنجره پرواز کن … / گوش ِ مرا معرکه ی راز کن
حرف بزن ابر ِ مرا باز کن …
دیر زمانیست که بارانی ام / قحطیِ حرف است و سخن …
سال هاست ، قفل زمان را بشکن / سال هاست پُر شدم از درد شدن …
سال هاست ظرفیت ِ سینه ی من / سال هاست حرف بزن حرف بزن …
سال هاست تشنه ی یک صحبت طولانی ام …
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان زالو
دانلود رمان این عشق شد زندان من
قسمتی از رمان
از جایم برخاستم و بلند گفتم:
– نه..نه..نه..
بابا آهسته پرسید:
– چرا نه دخترم؟
مامان داد زد:
– مسعود،دل به حرف این بچه نده.دست این باشه میخواد صبر کنه تا
موهاش مثل دندوناش سفید بشه.
رو به مامان گفتم:
– مامان جان مگه من چن سالمه که اینطوری میگید.بعدشم اگه بچه م چرا
میخوای ازدواج کنم؟
بابانگاه ملامت باری به مامان انداخت و بعد رو به من کرد و گفت:
– بشین باباجان باهم حرف بزنیم.
سرجام نشستم.مامان پشت چشمی برایم نازک کرد.نگاهم را از مامان به
سمت بابا چرخاندم.
– خب.دلیل نه گفتنت چیه بابا جون…