رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان آلا pdf از یگانه غین

 

دانلود رمان آلا pdf از یگانه غین

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه

 

خلاصه رمان آلا

آلا دختری که تو سن ۱۲ سالگی مورد تجاوز مردی قرار می‌گیره که برای انتقام وحشیانه به بدن دخترک حمله می بره و بعد از گذشت چند سال  دوباره سراغ آلای قصه ی ما برمیگرده…

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان راز

دانلود رمان مجموعه استنتون [سه جلد]

قسمتی از رمان

عصبی و کلافه سرم را از روی سینه اش برداشتم که دوباره دستم را کشید که این بار سرم روی بالشت افتاد. -گفتم هیچ جا نمی ری آلا و تو همینجا می تمرگی.

انقدر مهربان شده بود که لحظه ای فراموشم شد که او همان کوهیار آریاتبار زورگوی وحشی است. با دو دستش صورتم را قاب گرفت و به چشمانم خیره شد.

-چیزی که الان مهمه دیدن آیه نیست. مهم اینه که به خاطر تو نکشتمش و فقط گروگان گرفتمش. با این حرفش تلنگری خوردم؛ مغزم بیدار و آه از نهادم بلند شد.

من برای نجات جان آیه چه چیزی را به جان خریدم؟ خریت بزرگی کردم که جان خواهرم را نجات دادم؟ با ترس و نگرانی آب دهانم را قورت دادم و سعی کردم چیزی بگویم.

در تلاش برای گفتن کلمه ای بودم که کوهیار پیش دستی کرد و گفت: -یادته چی گفتی؟ آب دهانم را با صدا قورت دادم و لبان خشکم را تر کردم. کوهیار با شست بزرگش شروع به نوازش لب هایم کرد و من بیشتر قالب تهی کردم.

-یادمه. نگاه خمارش که به لب هایم بود رنگ انتظار گرفت. -خب؟ واقعا خب؟ خب باید چیکار می کردم؟ می دانستم وقت عمل کردن به حرفم رسیده است اما می ترسیدم.

درون خودم دنبال اندکی جسارت می گشتم که کوهیار باز هم دهان باز کرد و تمام ذهنیتم از خودش را در هم شکست. -من به آیه تجاوز نکردم؛ اینم یه دروغ دیگه.

با چشمانی درشت شده به نگاه جدیش خیره شدم. -چرا؟ مگه کرم داشتی؟ سرش را با جدیت به معنای آری تکان داد و من تمام وجودم لرزید.

-من هیچوقت جز تو با کسی نبودم آلا. کلافه دستانش را پس زدم و دوباره نشستم. از کوهیار رو برگرداندم و دست روی قلب مضطربم قرار دادم.

با تجاوز نکردنش به آیه متوجه شدم که آنقدر ها هم سیاه نیست اما اصل و اساس این مرد سیاه و پلید بود؛ کم بودن یا زیاد بودن این سیاهی چه توفیری در شخصیت کثیفش داشت؟

دیدی به او نداشتم اما حس کردم که مثل من سرجایش نشست. -همه فکر می کنن من طوری آسیب دیدم که نمی تونم با کسی باشم. اما آلا من خودم، خودمو سرکوب کردم.

من با خودم عهد بستم تا روزی که خوشبختیتو نبینم این نیازم که بهت آسیب وارد کرد رو سرکوب کنم و لذتی ازش دریافت نکنم. برای همین همیشه پا به پات تعقیبت می کردم و برای آرامشت لحظه شماری می کردم.

  • اشتراک گذاری
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 118 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.