رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان کتاب دوست‌ها

دسترسی به رمان کتاب‌ دوست‌ها اثر امیلی هنری دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)

تمام زندگی نورا استیونز، شخصیت اصلی این رمان، در کتاب خلاصه می‌شود. حتی شغلش هم کتاب خواندن است! او یک کارگزار ادبی است و طی یک اتفاق غیرمنتظره درگیر ماجرایی عاشقانه می‌شود …

نمونه ای از نثر رمان کتاب‌ دوست‌ها

تقریباً تمام اقداماتم از این بابت است که من و لیبی دیگر هرگز به آن شرایط ناخوشایندی برنگردیم که بعد از مامان گرفتارش بودیم. اما حقیقتی که نمی‌توانم نادیده‌اش بگیرم این است که از آن موقع تابه حال هرگز لیبی را این شکلی ندیده بودم انگار دارد از دست می‌رود. با دشواری آب دهانم را قورت می‌دهم: با شرایط الانت می‌تونی سفر بری؟ -والدین برندن دخترها رو نگه می‌دارن. دستم را نوازش می‌کند، چشمان درشت آبی رنگش با امیدواری می‌درخشند. -وقتی بچه به دنیا بیاد، من برای یه مدتی به جای یه آدم، یه پوسته تو خالی هستم. قبل از اینکه این اتفاق بیفته، واقعاً واقعاً می‌خوام یه مدتی با تو وقت بگذرونم، مثل قدیما. علاوه بر اون،

می‌خوام سه شب تا صبح بیدار بمونم و فیلم “کجا رفتی برنادت” یا اگر اون رو پیدا نکردیم “دختر گمشده” رو ببینم، واقعا به این کار احتیاج دارم. قبلم می‌گیرد و تصویر یک قلب فشرده شده بین دو قفسه فلزی کوچک از ذهنم می‌گذرد. هیچ وقت نمی‌توانستم به او نه بگویم. نه آن موقع که پنج ساله بود و می‌خواست آخرین کلمه کیک پنیری مارک جونیورم را بخورد، نه وقتی که پانزده ساله بود و می‌خواست شلوار جین مورد علاقه‌ام را قرض بگیرد. همان شلواری که به خاطر چاقی‌اش گشاد شد، یا وقتی که شانزده ساله بود با گریه گفت فقط دیگه نمی‌خوام اینجا باشم و من او را به لس‌آنجلس آوردم. هرگز واقعا هیچ کدام از آن‌ها را نخواسته بود

اما حالا می‌خواهد. کف دستانش را بهم فشار می‌دهد و لب پایینش را بیرون داده، باعث می‌شود احساس خستگی و اضطراب کنم، بدون هیچ کنترلی بخواهم شهر را ترک کنم. -تو رو خدا. خستگی‌اش، صورتش را بی‌جان و بی‌رنگ و رو کرده، طوری که انگار اگر موهایش را از روی ابروانش کنار بزنم، انگشتم از داخل بدنش عبور می‌کند، نمی‌دانستم ممکن است این قدر دلت برای فردی تنگ شود که درست در کنارت نشسته، آن قدر زیاد که دردت بیابد. با خودم می‌گویم: او درست همین جاست، و حالش هم خوبه. هر مسئله‌ای هم که باشه تو حلش می‌کنی. هر گونه بهانه و شکایتی را کنار می‌گذارم و موافقت درونم می‌جوشد. -بدو بیا بریم سفر …

با رمان بوک همراه باشید و این رمان را بخوانید: رمان کتاب دوست‌ها

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 43 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.