دانلود رمان جان من است خنده شیرین تو pdf از معصومه طاهری
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، معمایی
خلاصه رمان جان من است خنده شیرین تو
داستان حول زندگی یاس که استعداد عجیبی در طراحی دارد و خانواده اش میچرخد .. یاس که برای شرکت معروفی در حوزه طراحی درخواست داده با هیجان در حال آماده کردن خودش برای شرکت جدید است غافل از اینکه رییس این شرکت همان….
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان پای مرام
دانلود رمان آخرین یاقوت سیاه
قسمتی از رمان
قطه ضعف من چشمانش بود. و اگر دیدم دارد از کنترل خارج می شود دستم را نیشگون می گرفتم .. به جلوی در که رسیدم .. ایستادم و تقه ای به در زدم .. صدای بفرماییدش را که شنیدم .. در را هل دادم .. باز بود ..
وارد که شدم در این پشت سرم بستم .. نگاهی به اطراف انداختم و او پشت میز ایستاده بود .. با کسی حرف می زد .. صدای در را که شنید برگشت و به من نگاه کرد ..
از نگاهش ضربان قلبم افزایش یافت .. سرم را تکان دادم .. آرام باش .. چیزی نیست .. یک صحبت معمولی است .. نگاهی کوتاه به من کرد و به شخص پشت تلفن گفت : خیلی خب .. یک ساعت دیگه اونجام .. فعلا ..
آن را قطع کرد و در جیبش گذاشت .. به من نگاهی کرد و با لبخند گفت : بفرمایید خانم آرمان .. بشینید .. به صندلی سمت چپ میزش رفتم و نشستم .. پوشه طرح هایم را بر روی پایم گذاشتم .. نگاهم از بالا گرفتم و به چهره او دوختم :
بفرمایید اقای فروزنده .. به من کاری داشتید ؟ نگاه خاصش را به من دوخت و گفت : بله خانم آرمان .. اما قبلش .. لحظه ای مکث کرد .. و من کنجکاو پرسیدم: قبلش چی ؟
با چشمانش به من اشاره کرد و با لبخندی زیرکانه گفت : لطفا اون ها رو در بیارید .. تا من بتونم بهتر شروع کنم .. شوکه شده به او نگاه کردم : چی ..
چی رو دربیارم ؟ لبخندش بیشتر شد و گفت : طرحاتون رو می گم خانم آرمان .. اون پوشه رو که بی خود با خودتون نیوردید … درسته ؟
خدایا .. لحظه ای از فکرم خجالت کشیدم .. آخر چطور به مغزم خطور کرده بود .. به احتمال زیاد این در صورتم هم عیان بود که او با لبخندی شیطنت آمیز گفت : فکر می کردید در مورد چی صحبت میکنم خانم آرمان ؟