دانلود رمان سالواتوره pdf از لیانا دیاکو
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه، بزرگسال
خلاصه رمان سالواتوره
با غرش آسمون به خودم میام. می ایستم و در حالی که لبه های کتم رو به هم نزدیک میکنم به ابرهای سیاه تو آسمون شب خیره میشم. هنوز بارونی در کار نیست اما برای من که بیشتر عمرم تو لاس وگاس بودم گفتنش سخت نیست که تا چند دقیقه دیگه آسمون باز میشه و سیل ازش میاد. باد موهامو به بازی میگیره و از ذوق ذوق پاهام تازه متوجه میشم که چقدر راه رفتم. گوشیمو از جیبم درمیارم و بهش نگاه میکنم. نزدیک به بیست تماس از دست رفته. گوشی رو خاموش میکنم و برمیگردونم به جیبم، همه برن به درک.
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان پای مرام
دانلود رمان آخرین یاقوت سیاه
قسمتی از رمان
جوونه، احتمالا تو نیمه ی دوم دهه ی بیست. یه پلیور مشکی رنگ با یقه ی کیپ پوشیده، یه دستش روی رون درشتشه و دست دیگه روی میز دور استکان مشروبش پیچیده شده.
موهای مشکی مجعدش مرتب به بالا شونه شدند و ته ریشی نازک روی اون فک خوش تراش سایه انداخته. بدون هیچ حرکتی به استکان مشروبش خیره است و در حالی که رعد و برق های طولانی درست کنار گوشش داره فضا رو مرتب روشن و خاموش میکنه، اون حتی پلک هم نمیزنه.
نگاهم روی اجزای برجسته ی بدنش که روی پلیور نقش انداختن میچرخه و حس میکنم گردش خون تو رگ هام سریعتر میشه. رون های درشتش به زور زیر میز جا شدند و این نشون میده قدش بلنده، خیلی بلند، حداقل 190سانتی هست.
و عضلاتی که قدرت و ضخامتشون حتی از روی لباس به آدم چشمک میزنه نشون میده این مرد متعهد به یک برنامه ی ورزشی بسیار سنگینه. چشمام مرتب روی اجزای صورتش و بدنش میچرخن و در نهایت روی چشماش میشینن.
نمیدونم چه بلایی سر سانتی اومده اما انگار تو آب توبه غسلش دادن. دستمال خونی رو میندازه تو سطل آشغال و میپرسه، “برنامه ای براش داری؟“
“فعلا نه، اما به توماسو سپردم در موردش برام تحقیق کنه. اون نفوذ و قدرت پدرش رو نداره. هنوز خیلی ها باهاش شاخ به شاخ هستن. گیر انداختنش کاری نداره، فقط یه نقشه ی خوب میخواد.“
“میتونیم یه نفر از داخل خونه اش رو بخریم، تو ماشینیش بمب بذاریم.” “نه. اون باید قبل از مردن زجر بکشه سانتی. باید تو چشمای من نگاه کنه و دقیقا بدونه چرا داره میمیره.” دستی روی شونه ام و میذاره و سرش رو بالا و پایین میکنه، “میفهمم. من تا آخرش باهاتم