رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان آخرین یاقوت سیاه pdf از آیلی

 

دانلود رمان آخرین یاقوت سیاه pdf از آیلی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه، هیجانی، مافیایی

 

خلاصه رمان آخرین یاقوت سیاه

دلوین دختر 19 ساله ای که توی مهمونی با یک مافیای قوی دورگه ایتالیایی‌، ایرانی اشنا میشه به اسم دیاکو و دلوین توی یک اتفاق نشون میده که مرده اما نمرده و داره درسشو تموم کنه اما دیاکو میفهمه و….

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان پای مرام

دانلود رمان آنهدونیا

قسمتی از رمان

گفتیم بای اومدیم بیرون از دانشگاه امروز قرار بود به یک پارتی بریم اونجا قرار بود با خانواده من بریم بابام میگه که رئیس یکی از بزرگترین باند مافیا و خلافکار ایتالیا و ایران برای همین مامانم میترسه من رو ببره ولی خب من دلوینم دیگه میتونم راضیش کنم الانم قراره با مروارید و مامانم و بابام داداشم بریم پارتی که مروارید

صدام کرد گفت مروارید: وای دلوین خسته شدم رسیدیم بریم بخوابیم دلوین: اره منم خسته شدم بعد بریم حموم آماده بشیم رسیدیم خونه که مامان رو در حال تمیز کاری دیدیم سلام کردیم رفتیم بالا لباس عوض کردیم افتادیم رو تخت مرواریدم رفت اتاق خودش که چشم هامو بستم به سه نرسیدم خوابن برد

دیاکو: امروز میتونیم اون قرارداد کوکائین هارو ببندم تموم کاویان: اره داداش میتونیم تمام کوکائین ها رو برای خودمون نگه داریم تا خریدار خوبی پیدا کنیم دیاکو: باید یک فرد قابل اعتماد خودمون پیدا کنیم که تا خریدار پیدا بشه که بتونه کوکائین هارو نگه داره کاویان: چشم داداش میرم پیدا میکنم تا شب من میتونم تمام موادها رو برای خودم بکنم فقط باید چند ساعت تحمل کنم

دلوین وای چندساعته خوابیدم باید برم حموم رفتم دوش گرفتم اومدم بیرون رفتم تو اتاق مروارید که دیدم حمومه رفتم پیش مامان و بابا چای خوردم که مامان گفت ایماه: دلوین مطمئنی میخوای بیای یا نه دلوین: اره مامان مطمئنم مروارید هم میخواد بیاد اهورا: دخترم میخوای نیای اونجا خطرناکه ها نیا دیگه دختر چرا گوش نمیدی

دلوین: بابا لطفاً دیگه ما که قبلاً حرف زدیم پس اگه خطرناکه چرا دانیال میاد دانیال: تو به من چیکار داری بچه من از تو ۴سال بزرگترم مروارید: حالا بزرگتر باشی چرا پز میدی بازم بچه ای دانیال: تو دیگه چی میگی قورباغه کوچولو دلوین: عه داداش با عشقم درست حرف بزن دانیال: چشم ممد آقا دلوین: داداششششش دانیال دستاشو به حالت تسلیم بالا آورد گفت…

  • اشتراک گذاری
خرید کتاب
40,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 528 بازدید
  • 40,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.