دانلود کتاب مسابقهی بزرگ در کتابخانهی آقای لمونچلو (جلد سوم) اثر کریس گرابنستاین دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)
آقای لمونچلو، جذابترین بازیساز کودکان، فکرهای جدیدی در سرش دارد! کریس گرابنستاین، در اثر جدید خود، کتاب مسابقهی بزرگ در کتابخانهی آقای لمونچلو، خبرهای تازهای آورده. مسابقهی ویژهی آقای لمونچلو، قرار است بهزودی در کتابخانهی عجیبش برگزار شود. خب، او باید حواسش را جمع کند تا رمزورازهای مسابقه بههیچوجه لو نروند. اما آیا مسابقه آنطور که آقای لمونچلو انتظار دارد پیش میرود؟ …
خلاصه کتاب مسابقهی بزرگ در کتابخانهی آقای لمونچلو
جمعه شب ساعت هفت و نیم کایل به مامانش گفت: بجنب مامان نمیخوام دیر برسم. کایل تمام هفته رؤیای برنده شدن در مسابقهی ویژهی آقای لمونچلو را در سرش میپروراند، یعنی همان بازی صفحهای بدون صفحهی ویژهی هیئت امنا. مادرش او را به مرکز شهر رساند و کایل رأس ساعت هشت (کتابخانه به خاطر این مراسم خاص زودتر تعطیل شده بود) زیر گنبد عجایب به جمع بیست و چهار نفرهی دیگر المپیادیهای کتابخانه پیوست. مادرش گفت: هر وقت خواستی بیام دنبالت بهم پیامک بده. -حتماً ممنون که رسوندیام. کایل با عجله از پلههای ورودی بالا رفت دوان دوان از سالن انتظار رد شد توی تالار گرد کتاب خوانی پایش را روی زمین
سر داد و ایستاد و با دوستانش احوالپرسی کرد. میگوئل گفت: مجسمهها رو نگاه و با سر به طاقچههای فرورفتهی مابین ده پنجرهی طاقی شکل تالار گرد اشاره کرد. -چه خوب که مجسمههای سه بعدی را گذاشته بودند روی پایههای نورانی و اسمشان را هم زیر هر کدام نوشته بودند، چون کایل فقط چهرهی چند تایشان را میشناخت؛ ماری کوری، آلبرت انیشتین و گالیلئو گالیله، اما بقیه را نمیشناخت؛ داین فوسی، جیکوب آرمینیوس، جین گودال، نیل دگراس، تایسون، آیزاک نیوتن، لویی پاستور و نیکلاس کوپرنیک. آکیمی گفت: اونها همهشون دانشمندهای معروفن پدر آکیمی مهندس بود معلومات اکیمی در زمینهی علوم به اندازهی دانش
سیرا در زمینهی کتاب خوب بود. ناگهان تصویری چرخان و متحرک از عکس آلبوم معروف گروه موسیقی بیتلز به نام کلوپ بیکسان گروهبان فلفل روی گنبد عجایب به نمایش درآمد. بعد نسخهای شاد از آهنگ با کمک کوچکی از جانب دوستانم فضای تالار گرد کتاب خوانی را پر کرد. سر و کلهی آقای لمونچلو زیر نورافکنی در بالکن طبقهی دوم پیدا شد. یونیفرمی آبی و براق مخصوص رژه پوشیده بود که روی شانههایش منگوله و سردوشی داشت؛ درست مثل لباسی که پل مک کارتنی توی عکس آلبوم معروفش به تن داشت. -درود و خوشامد به همگی. آقای لمونچلو از جایگاه رفیعش خطاب حضار ادامه داد: خوشحالم که خیلی از شماها مثل کتاب رفتار کردین …