دانلود کتاب فرار از کتابخانهی آقای لمونچلو (جلد اول) اثر کریس گرابنستاین دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)
کتاب فرار از کتابخانهی آقای لمونچلو نوشتهی کریس گرابنستاین که نخستین جلد از مجموعهای خواندنی به شمار میآید، کتاب حاضر دربارهی نوجوانانی است که در کتابخانهای عجیب حبس شدهاند و باید برای نجات، معماهای بسیار جالبی را حل کنند …
خلاصه کتاب فرار از کتابخانهی آقای لمونچلو
صبح سه شنبه در مدرسه کایل مواظب بود تا کسی نفهمد که او چقدر غمگین است. وقتی که با بقیهی کلاس به سالن اجتماعات میرفتند. سعی میکرد لبخند بزند همان جایی که قرار بود خود آقای لوپیجی لمونچلو، اسامی برندهها را اعلام کند. کایل به اکیمی گفت: امیدوارم تو هم بین برندهها باشی. -مرسی کایل خودمم امیدوارم اما بدون تو خوش نمیگذرد. -خب میتونیم وقتی که همه چی تموم شد و کتابخونه رسماً باز شد، با هم بریم اونجا و تو همه چی رو نشونم بدی. -دقیقا همین کارو میخوام انجام بدم، البته اگه برنده بشم. -اگه تو برنده نشی یه سنجاب آتشین واسه خانم کامرون میفرستم. قرار شده بود همهی دانش آموزان کلاس
هفتم در ردیف جلو بنشیند و از نزدیک مراسم را تماشا کنند. کایل از این موضوع کمی خوش حال شده بود. حداقل میتوانست آقای لمونچلو را از نزدیک ببیند. اما قهرمان کایل هنوز نیامده بود. فقط خانم یونگنس، مسئول کتابخانهی مدرسه، مدیر مدرسه و یک زن موقرمز با کفشهای پاشنه بلند و کت و دامن قرمز که عینک قرمزی هم به چشم داشت، آنجا نشسته بودند. میگوئل که سمت راست کایل نشسته بود با هیجان زیادی گفت: اون دکتر یانینا زینچگونه. اکیمی که سمت چپ کابل نشسته بود پرسید: اون دیگه کیه -معروف ترین کتابدار دنیاست. مدیر مدرسه پشت تریبون رفت و شروع به صحبت کرد: دخترا و پسرای عزیز لطفاً
بشینین… این افتخار امروز به من داده شده که کتابدار ارشد. کتابخانهی عمومی الکساندریا ویل رو به شما معرفی کنم، خانم دکتر یاتینا زین چنگو. همهی بچهها دست زدند. خانم قرمز پوش به طرف میکروفون رفت: صبح به خیر. صدایی آرام با ته لهجهی روسی داشت. -دوازده سال پیش این شهر تنها کتابخونهی عمومیش رو از دست داد و به جای اون به پارکینگ طبقاتی ساخته شد. اون زمان همه عقیده داشتن که با وجود اینترنت دیگه نیازی به کتابخونه نیست. ساختن یه پارکینگ بزرگ باعث شد تا مشتریهای بیشتری برای خرید از فروشگاههای اطراف بانک قدیمی بیان، خراب کردن اون کتابخونه یه تأثیر دیگه هم داشت؛ اینکه شما …