دانلود رمان بی تو میگیره نفسم pdf از کوثر شاهینی فر
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان بی تو میگیره نفسم
صدای قیژ مانندی من را از آن رویای واقعی که خیلی از وقوعش نمی گذشت بیرون کشید و نگاه خیره ام را از تک شاخه گل رزی که زیاد هم شاداب نبود گرفت و به راست کشیده شد. دختری جوان با دلبری صندلی را عقب کشیده بود و پسرک هم با ذوق به او…
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان عسرت(تصادف عشق)
دانلود رمان آنهدونیا
قسمتی از رمان
لبخندی زدم و گفتم: به دکتر میگفتی کمی « تو » برای من تجویز کنه ! « من » هم قول میده که زود خوب بشه. – نیما رو دوست داری ؟ متعجب به او زل زدم و گفتم: از ته دلت می پرسی یا یه چیزی گفتی که یه چیزی گفته باشی ؟ نوا ..
سوالم رو جواب بده . فکر می کردم فراموشم کردی چون حواست به من نبوده همیشه حواسم بهت بود. – اگه حواست به من بوده باید بدونی چقدر حواسم پرته از زندگی ؟ – یه مدت دووم بیار ! دووم بیارم برمیگردی ؟
ساکت شد . من از این سکوتی که این لحظه کرده بود متنفر بودم . پر اخم و منتظر نگاهش کردم که گفت: از اینکه از من بدت بیاد ، خوشم نمیاد . از چی حرف می زنی ؟ سرمت تموم شد ، بگم پرستار بیاد – کیان …
بی حرف بیرون رفت. ترس به وجودم برگشته بود. دوست نداشتم ناگفته ها گفته شود و چهره ی کسی که دوست دارم خراب شود. چه برزخه بدی بود . کیان از خراب شدن چهر اش در خاطر من میترسید و من هم از همین میترسیدم .
بعد از تمام شدن سرم به کمک پرستار آماده شدم برای رفتن هر دو سوار ماشین بودیم و ذهن من پر از اشتیاق بود بابت جمله ی پرستار که از ترس شوهرم حرف می زد وقتی من بیهوش شدم و اینکه چقدر شلوغش کرده بود بابت یک ضعفه ساده ی من . خارج از کنترل لبخند زدم و مانند دختر جوانی که تازه به او ابراز علاقه شده بود ذوق
کردم .
خوبه که می خندی ؟ بچه شدم و بچه وار ، ساده اعتراف کردم پرستار گفت شوهرت هول کرده نگفت شوهر سابقت ؟ با اخم به سمتش برگشتم و گفتم: چرا باید هر وقت که تو میگی گذشته ها رو دور بریزیم ؟ یه بارم من میخوام دور بریزم. واقعا لازم نیست هی تذکر بدی که شوهر سابقی! لبخند زد و گفت : میخوای باز گذشته ها رو دور بریزیم ؟ نه .