رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان پیش از آن که مال تو باشیم

دسترسی به رمان پیش از آن که مال تو باشیم اثر لیزا وینگیت دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)

آیا می‌دانستید که در سرزمینِ آمریکا، بازار فروش کودک وجود دارد و برای معامله جان و زندگی کودکان اوراق بهاداری دست به دست می‌چرخند؟ کتاب پیش از آنکه مال تو باشیم اثر پرفروش لیزا وینگیت، داستان خواهران و برادرانی است که ربوده می‌شوند و بعد از سال‌ها درصدد یافتن یکدیگر برمی‌آیند …

نمونه ای از نثر رمان پیش از آن که مال تو باشیم

به یان، کارآموز لسلی، وقتی که دارد ماشین را زیر ایوان خانه سالمندان پارک می‌کند، می‌گویم: زود برمی‌گردم. وسط وروردی ماشین رو می‌ایستد و می‌گوید: اوه، بسیار خب همینجا می‌نشینم و منتظر یک ایمیل می‌شوم. انگار از این که نیاز نیست مرا اسکورت کند، ناراحت شده. وقتی از ماشین پیاده شدم تا به طرف لابی بروم، نگاه کنجکاوش این را به من می‌گوید. مدیر توی دفترش منتظر من است. دستبند مادربزرگ جودی هم روی میزش است. وقتی گنج گمشده را دوباره به مچ دستم می‌بندم چشمان الماسی سنجاقک‌ها برق می‌زنند. پیش از آنکه مدیر بابت این موضوع از من عذرخواهی کند، کمی درباره وقایع امروز با هم گپ می‌زنیم.

مدتی است که خانم کراندال پیش ماست. طفلکی بیشتر وقت‌ها با هیچ کس حرف نمی‌زند، فقط توی سالن و حیاط پرسه می‌زند تا شب فرا برسد. سپس توی اتاقش می‌ماند تا داوطلبان بیایند و پیانو بنوازند. انگار عاشق موسیقی است اما حتی زمان آواز خواندن هم نمی‌توانیم‌ متقاعدش کنیم که که ساکنین دیگر بایستد. غم و اندوه و تغییر محل اغلب آن چنان تأثیر شگرفی روی آدم می‌گذارد که نمی‌تواند از عقل و بدنش استفاده کند. بی‌درنگ کسی را مجسم می‌کنم که ممکن است همین حرف‌ها را درباره‌ی مادربزرگ جودی بزند‌. قلبم به خاطر می، این زن بیچاره می‌گیرد: امیدوارم که ناراحت نباشد. شک ندارم که بی‌منظور دستبند را برداشته بود.

دوست داشتم که نگهش دارد اما حیف که یادگار خانوادگی است. -اوه. خب نه بهتر این بود، که آن را به شما برگرداند یکی از بزرگترین مشکلات ما با افراد سالمند این است که نمی‌توانند قبول کنند که امکان آوردن خیلی از وسایلشان را به اینجا ندارند دلشان می‌خواهد که همه چیز توی خانه سالمندان هم دوروبرشان باشد و به کسی فکر می‌کنند که به فکر این وابستگی‌هایشان باشد. ما همیشه وسایل دزدی را بر می‌گردانیم. خانم کراندال هنوز هم از اتاقش بیرون نمی‌آید او هنوز گیج و ناراحت است اما طبیعی است. -می‌دانم که تغییر سختی است. املاک مادربزرگ توی خیابان لاگنیاپ هنوز با همه‌ی خرت و پرت‌هایش پر است. هنوز برای …

با رمان بوک همراه باشید و این رمان را بخوانید: رمان پیش از آن که مال تو باشیم

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 29 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.