رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان آنی شرلی در خانه رویاها

دسترسی به رمان آنی شرلی در خانه رویاها اثر ال ام مونتگمری دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)

این کتاب به زندگی آنی و گیلبرت بلایت پس از ازدواج و شروع زندگی مشترکشان در خانه‌ای زیبا در “چهار باد” در ساحل جزیره پرنس ادوارد می‌پردازد. آنی و گیلبرت زندگی تازه‌ای را آغاز می‌کنند و با چالش‌ها و شادی‌های زندگی زناشویی روبرو می‌شوند. آنی خانه جدیدشان را “خانه رویاها” می‌نامد و با شور و شوق فراوان به چیدمان و تزیین آن می‌پردازد. آنی و گیلبرت زندگی مشترکشان را با عشق و امید آغاز می‌کنند. آن‌ها با هم خانه رویاهایشان را می‌سازند و با چالش‌های زندگی زناشویی مانند سازگاری با یکدیگر، تقسیم وظایف و حل اختلافات کنار می‌آیند ..‌.

نمونه ای از نثر رمان آنی شرلی در خانه رویاها

سپتامبر آن سال هوا آفتابی بود و خلیج فورویندز در غباری ارغوانی رنگ فرورفته بود؛ ماهی با روزهای روشن، شب‌های مهتابی یا آسمان ستاره باران نه طوفانی در گرفت و باد تندی وزید. آنی و گیلبرت آشیانه‌شان را مرتب کردند، در ساحل پرسه زدند، میان آب‌های بندر قایق سواری کردند، سوار بر درشکه در مسیر فورویندز و گلن گشت زدند و گاهی جاده‌های فرعی و خزه گرفته‌ی میان جنگل‌های اطراف بندر را پشت سر گذاشتند. خلاصه ماه عسلشان به همان خوش و خرمی که هر عروس و دامادی آرزو دارند، گذشت. آنی گفت: با چهار هفته.ای که پشت سر گذاشتیم احساس می‌کنم؛ اگر عمرم همین حالا به پایان برسد، از تمام خوشی‌های

دنیا بهره برده‌ام. گمان نکنم دیگر در زندگیمان با چنین هفته‌های بی عیب و نقصی رو به رو شویم همه چیز، باد، هوا، آدم‌ها و خانه‌ی رویاهایمان دست به دست هم داده بودند تا ماه عسل به ما خوش بگذرد. از وقتی به اینجا آمده‌ایم، یک روز هم باران نباریده. گیلبرت به شوخی گفت: یک بار هم دعوا نکرده‌ایم. خوشحالم که تصمیم گرفتیم ماه عسلمان را اینجا بگذرانیم. این طوری خاطراتی که در ذهنمان می‌ماند، به جای آنکه از یک مکان ناآشنا باشد، مربوط به خانه‌ی رویاهای خودمان است. فضای اطراف خانه‌ی جدید آن‌ها سرشار از شور و شوق بود؛ حس و حالی که آنی هرگز در اونلی تجربه نکرده بود. با اینکه او آنجا هم نزدیک دریا

زندگی می‌کرد، ولی هرگز حضور آن را آن قدر در زندگیش احساس نکرده بود ولی در فور ویندز، دریا احاطه‌اش کرده بود و دائک صدایش می‌زد. از پشت هر یک از پنجره‌های خانه‌اش نمای متفاوتی از دریا دیده می‌شد و نوای فریبنده‌اش به گوش می‌‌رسید. هر روز شتی‌ها به سوی بارانداز گلن می‌رفتند و یا هنگام غروب رهسپار بنادر آن سوی کره‌ی زمین می‌شدند. قایق‌های ماهیگیری با بادبان‌های سفیدشان هر روز صبح از کانال سرازیر می‌شدند و عصرها دست پر بر می‌گشتند‌. ملوان‌ها و ماهیگیرها هر شب راضی و خرسند، از جاده‌های قرمز رنگ و باد خیز بندر می‌گذشتند. در آن فضا همیشه به نظر می‌آمد که آمد و شد یا ماجرای جدیدی در راه است …

با رمان بوک همراه باشید و این رمان را بخوانید: رمان آنی شرلی در خانه رویاها

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 32 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.