رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان آنی شرلی در اینگل ساید

دسترسی به رمان آنی شرلی در اینگل ساید اثر ال ام مونتگمری دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)

آنی دیگر یک دختر جوان و خیال‌پرداز نیست، بلکه زنی بالغ و مادری مسئولیت‌پذیر است. اما همچنان با همان روحیه شاد و سرزنده، با چالش‌های زندگی خانوادگی و تربیت فرزندان روبرو می‌شود‌ آنی و گیلبرت با شش فرزندشان، جم، والتر، نان، دیانا، شرلی و رلا، زندگی شلوغ و پرماجرایی در اینگل ساید دارند. هر کدام از فرزندانشان شخصیت و دغدغه‌های خاص خود را دارند و آنی سعی می‌کند با عشق و درک، آن‌ها را در مسیر زندگی راهنمایی کند. آنی و گیلبرت با همسایگان و دوستان جدیدی در اینگل ساید آشنا می‌شوند و روابط اجتماعی گسترده‌ای را شکل می‌دهند …

نمونه ای از نثر رمان آنی شرلی در اینگل ساید

در پایان ماه آگوست آنی سلامتی‌اش را بازیافته و شادمانه برای آمدن پاییز روزشماری می‌کرد. برتا ماریلای کوچولو روز به روز زیباتر می‌شد و در مرکز توجه خواهرها و برادرهایش قرار می‌گرفت. جم ذوق زده اجازه داد نوزاد انگشت‌های کوچکش را دور انگشت او بپیچد و گفت: فکر می‌کردم نوزادها همیشه گریه می‌کنند و جیغ می‌زنند. برتی شکسپیر درو این طوری می‌گفت. سوزان گفت: جم عزیز! هیچ بعید نیست که نوزادهای خانواده‌ی درو دائم گریه کنند. گریه می‌کنند؛ به خاطر اینکه درو هستند. ولی برتاماریلا یک نوزاد اینگلسایدی است. جم آرزومندانه گفت: سوزان کاش من هم در اینگلساید به دنیا آمده بودم. او همیشه به خاطر به دنیا

نیامدنش در آن خانه غصه می‌خورد و دای دائم این موضوع را به رخش می‌کشید. یک بار یکی از همکلاسی‌های قدیم آنی در کوئین که در شارلت تاون زندگی می‌کرد با دلسوزی از آنی پرسیده بود: اینجا زندگی‌ات زیادی کسل کننده نیست؟ کسل کننده! آنی جلوی روی مهمانش به خنده افتاده بود اینگلساید کسل کننده باشد آن هم با نوزاد دلربایی که هر روز کارهای جدیدی از او سر می‌زد… با سرزدن‌های داینا الیزابت کوچولو و ریبکا دیو که انتظارشان را می‌کشیدند. با مراقبت‌های گیلبرت از خانم سم الیسون که تا آن روز در دنیا فقط سه نفر به بیماری‌اش مبتلا شده بودند با شروع مدرسه‌ی والتر … با نن که شیشه ی عطر مادر را تا ته سر کشیده

بود و همه فکر می‌کردند می میرد ولی هیچ بلایی سرش نیامد. با گربه سیاه و غریبه‌ای که در حیاط پشتی به شکل بی‌سابقه‌ای ده بچه گربه به دنیا آورده بود. با شرلی که در حمام را پشت سرش قفل کرده بود و نمی‌دانست چطور باید آن را باز کند… با خاله مری ماریا که نیمه شب در حال پرسه زدن با شمع پرده اتاقش را به آتش کشیده و همه‌ی اهل خانه را با فریادهایش از خواب پرانده بود؟ زندگی کسل کننده باشد؟ خاله مری ماریا همچنان در اینگلساید ماندگار شده بود. البته گاهی اوقات با لحنی دلسوزانه می‌گفت هروقت از من خسته شدید، حتماً بگویید… من عادت دارم کارهایم را خودم انجام بدهم. البته از مطرح کردن آن موضوع فقط …

با رمان بوک همراه باشید و این رمان را بخوانید: رمان آنی شرلی در اینگل ساید

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 12 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.