دانلود رمان تحاشی pdf از سارا
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی
اره فریاد زدم دوست دارم!
خیلی وقت ته دلم مونده بود تا اعتراف کنم و غرورم رو زیر پا بزارم!
ولی میگن عشق یه درد بی درمانه که دلت رو به اتیش میزنه ولی من میگم:
که باشم من که مانم یا نمانم تورا خواهم که در عالم بمانی
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان آوای نیاز تو
دانلود رمان هبه
– تبریک میگم عمو شدی، البته خاله ی بچه خیلی مهم تر از عموعه مگه نه؟
یه تای ابرو بالا دادو با ژست خاصی گفت:
– بر منکرش لعنت!
میدونستم داره مسخرم میکنه و همراهش خندیدم و دیگه چیزی نگفتیم و چند دقیقه ای
سکوت بینمون بود.
نمیدونستم چیکار کنم، کف دستام از شدت استرس عرق کرده بودو مثل یه تیکه یخ شده بود. آب دهنم رو به ارومی قورت دادم برای اینکه
یه حرکتی بزنم از جام بلند شدم و گفتم:
– میرم صهبارو صدا کنم بیاد فکر کنم حالش بهتر باشه.
منتظر حرفی از جانبش نشدم و با تندی به طرف اتاق رفتم و وارد اتاق شدم که صهبارو
جلوی آینه دیدم که ایستاده و به خودش خیره شده.
– صهبا بهتری؟ چرا از جات بلند شدی. اروم لباسشو مرتب کردو گفت:
– سیروان اومده زشته اینجا بخوابم اخه!