دانلود رمان رها pdf از سهیلا ترابی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،خانوادگی
بی حوصله داخل کیفم دنبال کلید می گشتم
احساس ضعف عجیبی از صبح به جانم چنگ انداخته بود. سرم
گیج می رفت و نمی توانستم به اطراف توجه داشته باشم
تا این ساعت از عصر هم به زور توانسته بودم سر پا بیاستم. این
ضعف را به روزه ای که گرفته بودم ربط می دادم…
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان جان پناه
دانلود رمان عطر نیلوفر آبی
قسمتی از رمان
با همان حس ضعف چشمانم را باز کردم، نور لامپ چشمانم را
زد. دوباره چشم هایم را بستم، خواستم دست راستم را روی چشم
هایم بزارم ولی با حس سوزش آن باعث شد به دستم نگاه کنم
به سرمی که آویزان شده بود رو نگاه کردم. حدس زدم همان
مردی که صدایم زد من را به بیمارستان رسانده باشد
احساس ضعف و سرگیجه باعث شده بود هیچ چیز از اطرافم را
درک نکنم و متوجه نشوم که آن مرد چه کسی بود و چطور من را
به بیمارستان رسانده است. لبم راگاز گرفتم
همان لحظه در اتاق باز و پرستار واردشد
همزمان که به طرف سرم رفت ، با لبخند مشغول حرف زدن شد
ُ
سلام ، مثل این که خیلی خسته بودی که دو ساعته خوابیدی ، –
سرمت هم تموم شده بزار درش بیارم
همزمان که سرم را درمی آورد پرسیدم
مرخص می شم ؟-
بزار دکتربیاد ؛ ولی فکر کنم باید یه آزمایش بدی-
همراه با لبخندی ادامه داد
فکر کنم به یه چیزایی مشکوکی-
با پوزخندی که روی لبم بود گفتم
نکنه یه روزه گرفتن باعث بشه بمیرم؟