دانلود رمان غرور و آبرو (جلد چهارم) pdf از لیانا دیاکو
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
ژانر رمان : عاشقانه،مافیایی،دارک،انتقامی،اربابی،هیجانی،بزرگسال
صدای بسته شدن درب چوبی میاد، پدر روحانی طبق عادت همیشه در سکوت کامل و با آرامش تو کابین کوچک بغلی میشینه و
منتظر میمونه که شروع کنم. دستم رو روی صلیبی که از گردنم آویزونه میذارم و در حالی که قلبم مثل اسفنجی آب گرفته
سنگین شده بدون اینکه از روزنه های لوزی شکل حجاب چوبی بینمون به کشیش نگاه کنم میگم:
“برام از خداوند طلب آمرزش کن پدر مقدس، چون من یک گناهکارم.”
“ادامه بده فرزند.”
صداش مثل خودش پیر و سالخورده است.
❌رمان غرور و آبرو در مورد براندو، برادر کارلو برونیه❌
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان آخر این ماه
دانلود رمان ضربه شمشیر شوالیه ام کرد
قسمتی از رمان
از اونجایی که دیگه بیشتر از این نمی تونم اینجور معذب بشینم از جام بلند میشم.
اینبار مانعم نمیشه، حلقه دستاشو و شل میکنه و میذاره روی کاناپه کنارش بشینم.
آماندا نوشیدنی هاشون رو به دستشون میده و ازم می پرسه چی می خورم. در جواب میگم چیزی نمی خوام
اما براندو در حالی که نوشیدنیش رو تو دست دیگه نگه داشته میگه، باید غذاهای اینجا رو امتحان کنی، مزه اش حرف نداره.
آماندا یه النگ آیلند برای بکی بیار.
همین الان قربان. براندو یه جرعه از نوشیدنی می خوره و رو به نوح می پرسه، همسرت چطوره؟
نگاهم می افته روی انگشت حلقه اش، اره حلقه پوشیده.
نوح نفس عمیقی میکشه و بی حوصله جواب میده، تا خرخره حامله و به طرز باورنکردنی بداخلاق.
امیلی هم ماه های آخر حاملگیش پدر کارلو رو با غر زدن درمیاورد. جای سوالی باقی نیست که امیلی میبایست همسر کارلو باشه.
نوح یه جرعه از نوشیدنیش می خوره و گوشه ی لبش میره بالا. نمی تونم اینو گردن غزل بندازم،
تا قبل از اینکه یکی از شناگرای من به دونه های اون برسه و…