دسترسی به رمان اعمال انسانی اثر هان کانگ دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)
جوانی در گوانگجو کشته میشود و آتش خشم ملت شعله میکشد. هان کانگ در کتاب اعمال انسانی رمانی تاریخی را به رشتهی تحریر درآورده که ماجراهای آن در کرهی جنوبی سال 1980 آغاز میشود …
نمونه ای از نثر رمان اعمال انسانی
بدنهای ما به شکل صلیبی روی هم انباشته شده. بدن مردی که او را نمیشناسم با زاویه نود درجه روی شکم من افتاده و روی بدن او نیز پسری بزرگتر از من افتاده که قدش بلند است و خم زانوهایش با فشار فرو رفته روی پاهای بدون کفش من. موهای پسر به صورتم میسایید. همه اینها را میدیدم چون هنوز سفت و سخت به جسمم چسبیده بودم آنها سریع به طرف ما آمدند. با کلاه کاسکت و بازو بندهای صلیب سرخ که به آستین یونیفورم های لک و پیسشان بسته بودند. دو نفری با هم کار میکردند، ما را از روی زمین بر میداشتند و میانداختند بالای کامیونی نظامی. انگار داشتند گونیهای غلات را بار میزدند. گشتی در اطراف
گونهها و گردنم زدم همین جا مانده بودم تا از جسمم دور نشوم. داخل کامیون به طرز غریبی خودم را تنها دیدم. البته اجساد زیادی در آنجا بودند اما کسی شبیه خودم آنجا ندیدم. آدمها اینجور وقتها میگویند: ما یکدیگر را در دنیای دیگری خواهیم دید. حالا این حرفها برایم بیمعنی بودند. اجساد در هم آمیخته، که جسم من نیز بین آنها بود، داخل کامیون تکان تکان میخوردند. حتی بعد از اینکه کلی خون از من رفت و قلبم از حرکت ایستاد، هنوز از همه جای بدنم خون شره میکرد و مثل خونابهای که کاغذی سفید و شفاف را لکه دار میکند از پوست صورتم بیرون میزد چقدر عجیب دیدن چشمان بسته خودم در آن صورت خونین. با غروب
آفتاب کامیون محدوده ساختمانی را رد کرد و از خیابانهایی خالی که هر دو طرفش را مزارع تاریک احاطه کرده بود گذشت. بعد، از تپهای کم شیب پوشیده از درختان بلوط بالا رفت. سپس دروازهای فلزی نمایان شد کامیون جلوی در سرعتش را کم کرد و ایستاد. دو نگهبان احترام نظامی گذاشتند. دو بار صدای زوزه کشیدن فلز روی فلز شنیده شد، بار اول وقتی که نگهبانها دروازه را باز کردند و بار دوم وقتی دوباره آن را پشت سرمان بستند. کامیون قدری دیگر شیب تپه را بالا رفت و بعد پیچید درون محوطهای که یک طرفش با ساختمانی سیمانی احاطه شده بود و طرف دیگرش با جنگلی از درختان بلوط. آنها از کامیون پایین پریدند آمدند عقب ماشین و …