رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان کلکسیونر عطر

دسترسی به رمان کلکسیونر عطر اثر کتلین تسارو دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)

گریس مانرو، زنی جوان در لندن سال ۱۹۵۵، نامه‌ای را از پاریس دریافت می‌کند که به او اطلاع می‌دهد زنی فرانسوی به نام اوا که گریس هیچ وقت چیزی درباره اش نشنیده بوده، به تازگی درگذشته و بخشی از دارایی‌های خود را برای او به ارث گذاشته است. گریس پس از رسیدن به پاریس، با وکیل اوا یعنی ادوارد تیسوت آشنا می‌شود. گریس که به دنبال یافتن ارتباط خود با اوا است، عطرفروشی قدیمی و فرسوده‌ای را می‌یابد که یک استاد عطرساز با اصالتی روسی به نام مادام زد در آن مشغول به کار است. زن عطرساز، داستانی را درباره زندگی سخت اوا در نیویورک در حدود ۲۵ سال پیش تعریف می‌کند. گریس همزمان با آشکار شدن داستان اوا، به درکی بهتر از ارزش میراث او و سختی‌هایی که اوا برای به دست آوردن آن متحمل شده، دست می‌یابد …

نمونه ای از نثر رمان کلکسیونر عطر

وقتی یک صبح گرفته سه شنبه پارچه‌های کتان را تا می‌کردند، سیس آهی کشید: آقای وکسمن دوباره سعی کرد خودکشی کند. -منظورت چیست دوباره؟ -او این کارش را هر چند وقت یکبار انجام می‌دهد خیلی گیج می‌شود، شروع به سر و صدا و فریاد کشیدن می‌کند و سپس روی لبه پنجره می‌رود و مدتی آنجا می‌ایستد. او باید اینجا را ترک کند. قبلاً یک بار از او خواسته‌اند اما این دفعه باید به پلیس بگویند این کار را انجام دهد. -چرا این کار را می‌کند؟ -سؤال این است که چرا این کار را نمی‌کند؟ منظورم این است اگر می‌خواهی بپری، بپر! این همه تناقض خیلی ناراحت کننده است. قرار بوده تعدادی فیلم نامه بنویسد یا چنین چیزی و هر دفعه او

فقط مجبور است بیرون برود و هیاهو به راه بیندازد: چیزی برای زندگی وجود ندارد! همین است! خدا وجود ندارد! هیچ چیز نمی‌تواند نجانت دهد! سال گذشته همه وحشت زده شدند امسال فقط اجازه دادند ادامه دهد و بعد از مدتی برگشت و خودش حمام کرد. -می‌داند که خودکشی گناه است‌؟ -خب ایستادن روی لبه پنجره همه را ناراحت می‌کند. به علاوه، وکسمن یهودی است. آن‌ها می‌توانند هر کاری که دوست دارند انجام دهند. -چه کسی می‌داند… اوا یک سری ملافه تازه را مرتب کرد شاید هم منظوری دارد. سیس خیره نگاهش کرد. هوا خیلی گرم تر از قبل بود و همه را کج خلق‌تر کرده بود. -چه مرگت شده است؟ -نمی‌دانم فقط می‌گویم…

-اوه راستی! سیس حوله حمام را با تحکمی ناگهانی تکان داد.‌ -خدا کارهای بهتری برای انجام دادن دارد تا اینکه آقای وکسمن را از طبقه یازدهم به پایین پرت کند و من قصد ندارم اجازه دهم چند مرد دیوانه به من در مورد طبیعت الهی دیکته کنند. سپس متوقف شد. -هی کافر! این کفش‌ها را از کجا گرفتی؟ -دوستشان داری؟ اوا کفشی جلو بسته با طراحی ماهرانه را با حرکت رقص چرخشی نشان داد آن‌ها فقط کمی در اطراف پاشنه بزرگ بودند. -مطمئناً! اما آن‌ها را از کجا گرفتی؟ -جینو آن‌ها را به من داد گفت برای خواهرش کوچک شده‌اند. -منظورت این است که بلا استفاده شده‌اند؟ اوا سر تکان داد. جینو در آشپزخانه ظرف می‌شست …

با رمان بوک همراه باشید و این رمان را بخوانید: رمان کلکسیونر عطر

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 39 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.