رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان بقایای تمام عیار

دسترسی به رمان بقایای تمام عیار اثر هلن فیلدز دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)

در یک کوه دورافتاده هایلند، جسد الین باکستون در حال سوختن است. تنها چیزی که برای شناسایی وکیل محترم باقی می‌ماند دندان‌های او و تکه‌ای از لباسش است. در اتاق پشتی پنهان خانه‌ای در ادینبورگ، الین باکستون واقعی در تاریکی فریاد می‌زند… بازرس کارآگاه لوک کالاناخ به سختی پا به دفتر جدیدش گذاشته است که پرونده افراد گمشده الین به تحقیقات قتل تبدیل شده است. او پس از پشت سر گذاشتن یک حرفه امیدوارکننده در اینترپل، مشتاق است تا خود را به تیم جدیدش ثابت کند. اما او کشف می‌کند که ادینبورگ با لیون فاصله زیادی دارد و قاتل الین با مراقبت دقیق ردپای او را پوشانده است. طولی نمی‌کشد که زن موفق دیگری از آستانش ربوده می‌شود و کالاناخ خود را در مسابقه‌ای با ساعت می‌بیند. او معتقد است… سرنوشت واقعی زنان بیش از آن چیزی که او تصورش را می‌کرد پیچیده‌تر خواهد شد …

نمونه ای از نثر رمان بقایای تمام عیار

هنوز پنج دقیقه از بازگشت کینگ به سر کار نگذشته بود که رئیس دانشکده‌ی فلسفه او را به اتاقش خواست. حداقل بهتر بود به او اجازه می‌داد کارهای عقب افتاده‌اش را انجام دهد. پس از سه هفته مرخصی کارها به شکل آزاردهنده‌ای روی هم تلنبار شده بودند. یعنی کسی نبود که وظایفش را در غیاب او انجام دهد؟ شاید واقعاً او مریض نبوده است. ولی همکارانش که نمی‌دانستند، می‌دانستند؟! کسی برای پیشنهاد کمک یا از سر نگرانی تماس نگرفته بود و امروز صبح سایر همکاران اداری حتی جویای حالش نشده بودند. همیشه همین طور بود دلیلی نداشت که انتظار چیز بهتری در این رابطه داشته باشد. با خود اندیشید که از روی ترس

است یا حسادت؛ چرا که او به عمد به بهانه‌ی دم کردن چای همیشه چند دقیقه‌ای پروفسور فورج را منتظر می‌گذاشت. وقتی کینگ در اتاق پروفسور فورج را باز کرد، او داشت به تماس تلفنی جواب می‌داد و انگشت سبابه‌اش را طوری بالا گرفت که انگار کینگ یک دانش آموز بی انضباط است. و با این کار تا پایان گفت و گویش او را ساکت و آرام نگاه می‌داشت. ناتاشا کت و شلوار سبز پررنگی به تن داشت که باعث به چشم آمدن چشم‌های عسلی و موهای بلوندش می‌شد. کینگ از احساس خودش حین نگاه کردن به او متنفر بود این روزها حتی تحمل همراهی او را هم نداشت؛ از زیبایی او راه فراری نبود. گردن بلند و باریک ناتاشا با پوستی که

موجب میشد دیگران زنی جوان در حدود سی سالگی را تحسین کنند، برایش قابل تحسین بود. تولد سی و شش سالگی فورج چند وقت پیش بود ولی نشانه‌های افزایش سن در او به طور قابل توجهی پیدا نبود. کینگ اجازه نمی‌داد فورج همان طور که همه را تحت تاثیر قرار می‌داد، او را هم متأثر کند؛ او دنیای تازه‌ای داشت که در خانه منتظرش بود و فورج هرگز آن را درک نمی‌کرد. همانند برخی ماجراجویی‌های بزرگ ژول ورن، او به قلمروی درونی مخفی‌اش سفر و آن قدر آن را بالا و پایین خواهد کرد تا آرمان شهر دلخواه کامل شود. او ناتاشا را در آنجا تصور کرد. احتمالاً او مایل بود در هر ملاقاتی کینگ پروفسور صدایش بزند، ولی کینگ در ذهنش …

با رمان بوک همراه باشید و این رمان را بخوانید: رمان بقایای تمام عیار

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 20 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.