دانلود رمان ارباب خشن من pdf از ناشناس
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اربابی،بزرگسال
خلاصه رمان ارباب خشن من
هنوز به خاطر مرگ ارباب بزرگ لباس سیاه به تن داشتم اما نمیدونم آقا یاشار،
پسر ارباب کیانی بزرگ که قراره ارباب جدید بشه از این موضوع راضی هست یا نه.
چون بعد از اومدنش همه لباس مشکی رو از تنشون در آورده بودن،
آهی کشیدم و سینی رو با یه دست نگه داشتم.
بعد از نفس عمیقی چند تقِ به در اتاقِ ارباب جدید زدم، بعد از دقایقی با صدای سرد و خش داری گفت:
+ بیا تو.
آروم در و باز کردم که دیدم با بالا تنهی برهنه روی تخت دراز کشیده و چشمهاش رو بسته
با خجالت نگاهم رو از هیکل عضلهایش دزدیم و با صدای آرومی گفتم:
– ارباب براتون شربت آوردم.
بعد از چند لحظه گفت:
+ نمیدونستم اینجا بردهی دختر که جوون باشه هم داره…تازه کاری؟
بدون این که نگاهش کنم گفتم:
– خیر ارباب.
+ چند وقته اینجایی؟
– از…بچگی…..
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان لمس و حرارت
دانلود رمان عموزاده