رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان پدران و پسران

دسترسی به رمان پدران و پسران اثر ایوان تورگنیف دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)

قصه‌ی بسیار ساده‌ای دارد و در بستری خانوادگی شکل می‌گیرد. داستان از جایی آغاز می‌شود که آقای نیکلای پترویچ کیرسانف منتظر پسر جوانش آرکادی است که از دانشگاه فارغ التحصیل شده و در حال بازگشت به خانه است. تورگنیف در چند صفحه ابتدای داستان ما را با آقای کیرسانف و پیشینه‌اش آشنا می‌کند و شخصیت پدرانه‌ی او را برای خواننده ترسیم می‌کند. سپس خواننده با ورود آرکادی مواجه می‌شود. یک استقبال بسیار گرم و پدرانه اتفاق می‌افتد و بعد آرکادی دوستش یوگنی واسیلیویچ بازارف را به پدر معرفی می‌کند. ادامه‌ی داستان با تعامل خانواده‌ی کیرسانف و بازارف شکل می‌گیرد …

نمونه ای از نثر رمان پدران و پسران

پاول پترویچ کیر سانف مانند برادر خود ابتدا در منزل تربیت شد و بعد در مدرسه نظام بار آمد. از همان طفولیت بسیار زیبا و خودرای و قدری هم تند مزاج و شوخ طبع بود، به طوری که کمتر کسی پیدا می‌شد که از او خوشش نیاید. به محض این که به مقام افسری رسید در تمام مجالس شرکت جست. مردم او را به روی دست می‌بردند اما پاول پترویچ گاه حرکاتی بچگانه می‌نمود و لوس میشد با این همه تمام این حرکات چیزی از لطف او نمی‌کاست. زن‌ها برایش دیوانه می‌شدند مردها جلفش می‌دانستند و در باطن به او حسد می‌ورزیدند. به طوری که قبلاً اشاره شد او با برادر خود در یک منزل زندگی می‌کرد و وی را قلباً دوست می‌داشت، گرچه کوچکترین

شباهتی به هم نداشتند. نیکلای پترویچ می‌لنگید. اعضای صورتش کوچک و قیافه‌اش مطبوع و تا حدی غمگین بود. چشمانی نسبتا کوچک و موهایی نرم و کم پشت داشت. از تنبلی خوشش می‌آمد ولی با میل کتاب می‌خواند و از اجتماع هم می‌ترسید. پاول پترویچ برعکس یک شب را هم در منزل نمی‌گذرانید، معروف به جسارت و مهارت بود می‌توان گفت که او ورزش را بین جوانان اجتماعی باب کرده بود و روی هم رفته پنج شش کتاب فرانسه خوانده بود. در بیست سالگی به درجه سروانی رسید ـ آینده درخشانی برایش شباهتی به هم پیش‌بینی میشد که ناگاه ورق برگشت: در آن زمان در مجالس پترزبورگ گاه گاه زنی آشکار می‌شد

که هنوز هم فراموشش نکرده اند. این زن شاهزاده خانم «ر…» بود. شوهرش تربیت شده و شریف اما قدری احمق می‌نمود، بچه هم نداشتند. شاهزاده خانم گاه دفعتاً به خارجه مسافرت می‌کرد و گاه ناگهان مراجعت می‌نمود روی هم رفته زندگی عجیبی می‌کرد. همه جا معروف به زن خوش گذران و جلفی بود. با شوق به هر نوع خوشی مشغول میشد و آن قدر می‌رقصید که از پا در می‌آمد جوانان را قبل از ناهار در مهمان خانه نیمه تاریک خود می‌پذیرفت و با آن‌ها شوخی می‌کرد و قهقهه می زد، اما شب در تنهایی به گریه و دعا می‌پرداخت و غالباً تا صبح در اتاق خود حرکت می‌کرد و آرام نمی‌یافت دست خود را می‌گزید و یا با رنگی پریده به روی …

با رمان بوک همراه باشید و این رمان را بخوانید: رمان پدران و پسران

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 26 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.