رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
رمان زن بی گناه

دسترسی به رمان زن بی گناه اثر اونوره دو بالزاک دانلود فایل PDF (با لینک مستقیم) – ویرایش جدید و بهبود یافته + مخصوص موبایل)

رمان “زن بی گناه” یکی دیگر از آثار برجسته اونوره دو بالزاک است که در مجموعه “صحنه‌هایی از زندگی خصوصی” قرار دارد. این رمان در سال 1841 منتشر شد و داستان زنی به نام “ژیسل” را روایت می‌کند که درگیر عشق و خیانت می‌شود و در نهایت به خاطر بی‌گناهی‌اش رنج می‌برد.

داستان:

ژیسل در جوانی عاشق مردی به نام آرماند می‌شود، اما این عشق به ازدواج ختم نمی‌شود و ژیسل با دلی شکسته، آرماند را ترک می‌کند. پس از مدتی، ژیسل با مرد دیگری ازدواج می‌کند و زندگی خوشی را آغاز می‌کند. اما پس از چند سال، آرماند دوباره وارد زندگی ژیسل می‌شود و باعث ایجاد سوءظن و بدگمانی در شوهر ژیسل می‌شود. ژیسل که نمی‌تواند بی‌گناهی خود را ثابت کند، به شدت رنج می‌برد و در نهایت بیمار می‌شود. در پایان داستان، بی‌گناهی ژیسل ثابت می‌شود، اما دیگر دیر شده است و ژیسل از دنیا رفته است.

مضامین:

عشق و خیانت: داستان به بررسی پیچیدگی‌های عشق و خیانت می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه عشق می‌تواند به نفرت و خیانت تبدیل شود.
بی‌گناهی و رنج: ژیسل نمادی از بی‌گناهی است که به ناحق متهم می‌شود و رنج می‌برد. داستان به خوبی نشان می‌دهد که چگونه بی‌عدالتی و سوءظن می‌تواند زندگی یک فرد بی‌گناه را نابود کند.
قدرت و ضعف: داستان به بررسی رابطه قدرت و ضعف در روابط انسانی می‌پردازد. ژیسل در مقابل آرماند و شوهرش احساس ضعف می‌کند و نمی‌تواند از خود دفاع کند.
جامعه و قضاوت: داستان به نقد جامعه و قضاوت‌های نادرست آن می‌پردازد.

نمونه ای از نثر رمان زن بی گناه

پاریس شهری آشوبگر و پر از ماجراها است ، در این شهرپرهیاهو که انبوه مردم با قیافه های رنگ پریده و عصبانی از سوئی بسوئی میروند، ماجراها و داستان های بسیار وحشتناکی در جریان است که یکی از جامه شناسان قرن ما درباره آن گفته بود غالب اجراهای عشقی در قالب این شهر بوجود می آید. شاید او راست گفته باشد زیرا مردم پاریس هر روز برای خود ماجراها میسازند و خودشان از آن خبر ندارند. مردم این شهر را میتوان به دو گروه تقسیم کرد، طبقه اول جوانان رنگ پریده با قیافه های بی رنگ و آشفته و استخوان های بر آمده که گوئی از گورستانی برخاسته با ظاهر سازی مخصوص میخواهند خود را در بین جوانان جابزنند. اگر یک بیگانه موشکاف که مردم پاریس را نشناخته وارد آن شود در نگاه اول از دیدن این قیافه های درهم و وحشت زده که معلوم نیست چه دردی دارد و یکجا می خواهد برود دچار حیرت میگردد.

گروه دوم پیرمردان و میانسالان دیده میشوند که از شدت خستگی چون دیوانگان در این گرداب پر سروصدا فرو رفته اند. آنها بکسی نگاه نمی کنند اما مثل اینکه چند مأمور با پلیس بدنبال آنها است از زیر چشم عابرین را از زیر نظر میگذرانند و قیافه های آنها چنان مخوف و جهنمی است که گوئی در دنیایی از وحشت و اضطراب دست و پا میزنند. هیچ چیز در این شهر مردم پاریس را راضی نمی کند و هیچ احساسی قادر نیست بر آن مسلط گردد. جوان پاریسی میخواهد کودن و نادان بماند و مانند بچه ها خود را با بازیچه ها در گرم می سازد.

مانند کودک فکر می کند و از هر چه ایراد میگیرد و از همه چیز در آن واحد راضی بنظر می رسد هر چه را به بیند مسخره میکند و خیلی زود ماجراهای زندگی را از یاد میبرد، زندگی او عبارت از تلاش ها و درگیری های ساختگی است که همه آن از عشق و هوس سرچشمه میگیرد، عشق در این شهر از لوازم ضروری و نفرت بسیار زودگذر و موقتی است. جوان پاریسی همه چیز میخواهد و از هر پدیده ولو بی بنیاد باشد لذت میبرد، زیرا هر چه را با احساس خود میآمیزد اما بالا قیدی آنرا از دست میدهد. معشوقه خیالی و معبودی را که می پرسند برای او محترم است اما زود آنرا با نفرت تمام لگدمال میکند و به یک سرگرمی تمایل زودگذر است که زود به آن سرگرم میشود اما چون کودکان بازیگوش که از اسباب بازی خود سپر میشوند شیرین ترین عشق را که با خون دل بدست آورده از چنگ میدهد. یعنی زود مأنوس می گردد و در فاصله ای کم با آن بیگانه میشود.

در سالنهای پذیرائی در کوچه ها و خیابانها همه سعی دارند خود را با شخصیت جلوه دهند اما در مقابل زن و در برابر جنس لطیف از هر طبقه باشد شخصیت خود را لگدمال می سازد. این شهر پر آشوب دارای تضادهای عجیبی است. مردمان احمق و نادان چون افراد باهوش در یک مقام قرار دارند و چیزی را که مردم باهوش و ثروتمند و صاحب اسم و رسم با صرف مال و کوشش بدست نمی آورند یک آدم احمق و بی لیاقت آنرا مفت و بدون زحمت بچنگ می آورد. زیرا کسانی که در این شهر بر همه چیز تسلط دارند نه عقل دارند ونه ایمان، اما همه چیز را مال خود میدانند و بدیگران فخر و مباهات میفروشند.
کارگر فقیر و بازرگان یا کار ذکره با حرکات دست و زبان نان می خورند از مزایای زندگی بطور مساوی بهره می گیرند اما آنکه بیشتر حق مردم را پایمال میکند و میتواند با توسل به دروغ و تزویر بار خود را بمنزل برساند بهره اش از زندگی بیشتر است.

با رمان بوک همراه باشید و این رمان را بخوانید: رمان زن بی گناه

  • اشتراک گذاری
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 27 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.