دانلود رمان اوهام pdf از بهاره حسنی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،معمایی
خلاصه رمان اوهام
نیکو توی بیمارستان به هوش میاد در حالی که همه حافظه اش رو از دست داده.. به گفته روانشناس،
نیکو از قبل دچار مشکلات روانی بوده و تحت درمان.. نیکو به خونه برمیگرده ولی قتل های زنجیره ایی
که اتفاق میوفته، باعث میشه نیکو بخاطر بیاره که…
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان میراث
دانلود رمان مجموعه نور
قسمتی از رمان
بدون انکه مرا نگاه کند دست به سینه شد و گفت مینا چی می گفت؟ متوجه تنش در نحوه ایستادنش شدم.
حتی صورتش که او مثل همیشه سعی میکرد آن را ارام و سرد نگه دارد. اما حالت نگاهش فرق داشت؛
لبانش که کمی گشاد میشد و مثل اینکه می خواست اکسیژن بیشتری را به درون ریه ها فرو ببرد. دستم را روی پیشانی ام
کشیدم. اون میگفت شاید تو عملکردت خوب بوده که ما زندگیمون دوام داشته.
سرش چرخید و مرا نگاه کرد کمی تعجب کرده بود. اما همچنان نگاهش سرد و ارام بود هوم اهسته ایی کشید
و دوباره نگاهش را به حیاط داد. تو چی گفتی؟چی میخواستی بگم وقتی چیزی یادم نیست. متوجه شدم
که گوشه دهانش کمی بالا رفت. انقدر ناچیز که به سختی دیده میشد دوباره سکوت کرد.
او یک مرد عجیب بود. من شاید حافظه و خاطراتم را از دست داده بودم
اما به طور غریزی میدانستم که مردها چه خصوصیاتی دارند.