دانلود رمان بهار رسوایی pdf از حدیثه ورمز
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
موضوع رمان : عاشقانه،انتقامی،ازدواج اجباری
عمران بوکسور کله خراب و خشنی که
برای انتقام از بهزاد و زمینزدن او
دست روی خواهرش بهار میگذارد.
پسر متعصب و پر شر و شوری که به هیچ صراطی مستقیم نیست، بهاری را وارد ماجرا می کند که نشان پسر عمویش است…
اما با دستدرازی و بیحرمتی که عمران به بهار می کند مجبور به ازدواج با او می شود و این اجبار آتش انتقام عمران را بیشتر می کند…
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان تن پوشی از هوس
دانلود رمان عروسک ارباب
قسمتی از رمان
گوشه ی چادرم را در البه الی دست های عرق کرده ام فشردم و با صدایی که بغض کنج آن النه کرده بود، لب زدم:
تو رو خدا بیا بریم مریم، آخه ما اینجا چیکار می کنیم؟! دستش را به عالمت سکوت روی بینی اش گذاشت و دوباره به حرف زدنش ادامه داد.
قهقهه هایش سکوت وهم آور اطراف را می شکست و مرا بیش تر از قبل می ترساند. دیگر صبرم تمام شده بود.
اگر کسی مرا می دید و گزارش من را به گوش بهزاد و بهنام می رساند کارم ساخته بود.
بلند شدم و بی توجه به مریم و پسری که درست در چند وجبی اش روی صندلی نشسته بود،
از آن پارک منحوس بیرون زدم. – هوی بهار کجا میری؟
جوابی ندادم و با قدم های بلند به راهم ادامه دادم.
می دانستم مریم آن پسر را رها نمی کند و دنبالم نمی آید. تنها درد او این بود که مادرش ببیند که همراه من است،
بقیه اش مهم نبود. نگاهی به ساعت مچی ام انداختم، زمان، سه بعداز ظهر را نشان می داد و من که باید در این موقع از روز
در خانه کنار خان جون بودم، حال خیابان های این سمت از شهر را که ناامنی در آن موج می زد، پرسه می زدم.