دانلود رمان کافه ترنج pdf از مینا کاوند
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان:عاشقانه،همخونه ای
بخاطر یه رسم و رسوم قدیمی میخواستن منو به عقد پسرعموم دربیارن، واسه همین مجبور شدم پیشنهاد
ازدواج برادر دوست صمیمیم رو قبول کنم با اینکه میدونستم بخاطر شرط پدرش میخواد باهام ازدواج کنه
ولی چاره ای جز قبول کردنش نداشتم، وقتی عاشق هم شدیم اتفاقایی افتاد که…
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان سرخوشی
دانلود رمان پروانه ام
قسمتی از رمان
آتوسا بی توجه به حرفش با شیطنت گفت :
-داداشی خوب بلدی دلبری کنی ها…امشب حسابی دل ترنجو بردی …
و بعد دستشو به بازوم زد و گفت : -مگه نه؟
خجالت زده خندیدم و هیچی نگفتم…خبر نداشت که تو دلم چه غوغایی به پا بود .
همون موقع مامان زهره و باباهرمز جلو اومدن و
منو پسرشونو در آغوش گرفتن .
مامان زهره با مهربونی گفت :
خوشحال و شاد باشین عزیزای من الهی قربونتون برم…ایشالا همیشه همینطور
آرتان جواب داد : -فداتشم مامان جان
منم گفتم :-مرسی مامان
آرتان رو به پدرش کرد و گفت : -از اعتمادتون ممنونم…بابا
با شنیدن کلمه آخرش لبخند نشست رو لبم…هرمزخان برای همیشه به بابا تبدیل شد …
باباهرمز دستشو روی شونه پسرش گذاشت و گفت :
-من همیشه به تو اعتماد داشتم اما تو این قضیه از ترنج تشکر کن..