دانلود رمان بغض یعنی pdf وحیده رحیمی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان بغض یعنی
من ابتین زاده درد هستم ، تو اوج جوونی قتلی رو که انجام نداده بودم رو گردن گرفتم واسه اون قتل خیلی تقاص پس دادم ،
قلبم عشقم رو از دست دادم ، زندگیم رو هویتم رو از دست دادم وکلا یه ادم دیگه از اب در اومدم همیشه حادثه
خبر نمیده گاهی بی گناه واسه خودت کلی داستان میسازی ولی بخاطر انتخاب خودت تا اخرش پاش می ایستی ،
همیشه میگن بی گناه تا پای چوبه دار میره ولی اون بالاها نمیره ،
شاید یه حکمتی بوده تو ضرب المثل های قدیمی ها…
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان لمس و حرارت
دانلود رمان طرار
قسمتی از رمان
یه بچه ۶ ساله شاید بگی چیزی نمیفهمه واز این حرفا ولی توی اون دوران ادم هرچی با چشمش ببینه هرچی با
قلبش حس کنه همون تا اخر عمر به یادش میمونه تارا و ماکان هم اومدن پیشمون پسر همسایه دست چپمون
ودختر همسایه دست راستمون ماکان با من همسنه وچهار ما بزرگتر از منه وتارا ۱ سال ازمون کوچیکتره خاله نرگس
مادر ماکان اومد توی کوچه ما توی محله نسبتا پایین رو به متوسط جلفا بودیم یعنی یه وضعیت مالی مثه بیشتر
مردم خاله نرگس لپم رو محکم کشید
-آآیییییییی .
-ورپریده دلم برات میره خب .
-خاله جون خو لپ ماکانو بچش
یه بوس رو گونه ام گذاشت وگفت:
-تو یه چیز دیگه ایی عروسک خوشگلم
ماکان:عه مامان میگی من زشتم؟؟؟
-نه تو ام خوشگلی قند عسل مامان