دانلود رمان اسارت بی پایان pdf مریم پیروند
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان اسارت بی پایان
حلما سه روز قبل از عقدش به تولد صمیمیترین دوستش میره و اونجا حسابی نوشیدنی میخوره،
پلیس همه رو دستگیر میکنه و آبروی نامزدش و حاجی باباش میره…
برخلاف تصورِ حلما، امیریل حاضر نمیشه عقد رو بهم بزنه و …
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان زالو
دانلود رمان میراث یاس
قسمتی از رمان
داشتم از شیرینی های روی میز مزه مزه میکردم و خودمو با آهنگ تکون میدادم، در حالی که حسی
در اعماق وجودم شرمنده بود و اجازه نمیداد این شیرینی ها به کامم بچسبن. مجبور شدم به حاجی
بابام دروغ بگم تا به جشن تولد کاووس بیام کاووس بهترین دوست منه از طریق کار با هم
آشنا شدیم. من یه عکاسم و بیشتر کارهام رو با آتلیه های به خصوصی قرارداد می بندم با کاووس
هم از این طریق آشنا شدم. مدیر یه آتلیه، معروفه که گاهی برای شو یا جشن های عروسی منو به
عنوان عکاس با خودش همراه میکنه تقریبا هر دومون با همکاریم و بیشتر اوقاتم رو در آتلیه اش سپری
میکنم گاهی که حوصله مون سر میره یا از کار کردن خسته میشیم به کافهی کوچیک کنار آتلیه اش
میریم و کنار هم نوشیدنی داغ و کیک سفارش میدیم. کاووس عقاید و رفتارهاش خیلی شبیه منه و
همین باعث شد بهترین دوست من بشه نمیتونستم از تولدش بگذرم اما حاجی بابام راضی
نبود بیام به دروغ گفتم دوستام برام به جشن کوچیک تدارک دیدن تا قبل از متاهلی کنار هم جمع بشیم.
سه روز دیگه جشن عقدم بود، عقد منو امیریل… همون که آوازه اش توی کل فامیل پیچیده و
وقتی به خواستگاریم اومد همه دهن ها باز موند. چشمامو بستم و فارغ از عذاب وجدان درونم …