دانلود رمان قلب تزار pdf از سامان شکیبا
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان : عاشقانه،اجتماعی
خلاصه رمان قلب تزار
“قلب تزار”، داستان مردی به نام آرکا بزرگمهره، یه مرد جذاب و قدرتمند که به خاطر مادرش به یه روستای دور افتاده برمیگرده.
آرکا به جز پسر هفت سالش و مادرش، به هیچچیز و هیچکس اهمیت نمیده، مخصوصا زنها! با شروع مدرسه،
آرکا مجبور میشه پسرش رو به تنها مدرسه روستا بفرسته و اونجاست که غوغا رو میبینه،
خانم معلمی که قراره کل زندگیشو زیر و رو کنه!
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان میراث
دانلود رمان سودا
قسمتی از رمان
هنگام برگشت، هر دو ساکت بودند و فکر میکردند.
تیتی که جوابی برای سوالهای در ذهنش پیدا نکرده بود، پرسید:
_ به نظرت دربارهی کی داشتن حرف میزدن؟
غوغا از هجده سالگی در این روستا بود و حالا بعد از نزدیک به شش سال، تقریباً همهی ساکنین آنجا را میشناخت.
با اینحال، از سر ندانستن، شانه بالا انداخت.
_ نمیدونم… گفت چند ساله که از روستا رفته. خب من فقط اونایی رو میشناسم که همین الان هستن.
آدمی رو که هیچوقت ندیدم که نمیتونم بشناسم.
تو چی؟ یادت نمیآد مثلا کسی مهاجرت کرده باشه به یه شهر یا حتی کشور دیگه؟
تیتی کیسهی خرید را در دستش جا به جا کرد.
_ اووو… میدونی چند نفر از روستا رفتن؟ مگه یکی، دوتان؟ الانو نبین که هیچی از شهر کم نداره و امکاناتش خوب شده، قبلاً واقعاً داغون بود.
خیلیا رفتن! من خودمم آرزوم بود برم والا… ولی خب تنهایی که نمیشد.
هم سنم کم بود، هم پول نداشتم و مستقل نبودم، تازه همین الان که جفتشو دارم هم باز نمیتونم برم تهران زندگی کنم!
با دلسوزی به دوستش نگاه کرد. خب میدانست که این آرزوی بزرگ را چند سالی میشد که در دلش کشته.
_ قربونت برم… حق بده بهشون.
تو تنها بچهشونی. دلشو ندارن تنهات بذارن.