دانلود رمان شوفر جذاب من pdf از الهه.ا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دایان… دایان نقوی…پسری زخم خورده و پر از کینه… برای خالی کردن خشمش، بادیگارد برکه معتمد میشه. دختری که نامزد داره و از هیچ کدوم از اتفاقاتی که افتاده، باخبر نیست. دایان برای گرفتن انتقام از شاهین، دست رو زنش میذاره و به برکه دست درازی میکنه و حاملهش میکنه…
من میدونم ولی خانواده هامون نمیدونن ما دو تا چمونه… من تا جایی که بتونم جلوشون رو میگیرم ولی برکه لطفا توام زودتر خودت رو جمع و جور کن تا سر و سامون بگیریم. باشه فقط تو به عمو و زنعمو بگو که من فعلا درگیر دانشگاه و پروژه امم یکم که سبک تر بشه همه چی رو جدی تر میکنیم باشه شاهین؟ از اشتها افتاده بودم و با غذام بازی میکردم می دونستم شاهین از قصد و منظور این حرف رو زده بود وگرنه آدمی نبود که بخواد حرف بقیه واسش مهم باشه….
بریم تو حیاط شاهین؟ آره بریم… با بالا زدن پاچه شلوارم کنار استخر نشستم و پاهامو داخل آب کردم. دستاشو تو جیب شلوارش کرده بود و هنوز ایستاده بود سرمو بالا گرفتم و بهش نگاه کردم و گفتم: نمیشینی؟ اینجوری حال نمیده. آروم پاهامو تو آب تکون دادم و باشه ی آرومی گفتم. چشمام رو بسته بودم و تو حال و هوای خودم بودم که صداش باعث شد تو جام بپرم. بهت خوش میگذره؟
با وحشت چشمام رو باز کردم و بهش نگاه کردم. چرا اینجا اومده بود وقتی میدونست شاهین هر لحظه ممکن سر برسه؟
اینجا چیکار میکنی دایان؟ زودتر برو تا شاهین نیومده نفسش رو کلافه بیرون فرستاد و گفت کجا رفتش؟ رفت تو انباری. اگه تو رو اینجا ببینه شک میکنه ها بهتره بری تا شر نشده. دستاشو تو جیب شلوارش کرد و گفت: نگرانت بودم
خندیدم و با دست به گوشه گوشه حیاط اشاره کردم و گفتم
تو خونه ای که پر از دوربین چرا باید نگران بشی دایان؟