دانلود رمان بخاطر نجلا pdf از محدثه اخترشناس برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
نجلا دختری از تبار بلوچستان دختری از جنس درد از جنس تحمیل دختری که به اجبار پدرش و طبق سنت خانوادگیش به عقد پسر عمویی در میاد که هیچ علاقه ایی بهش نداره … نجلا دانشگاه تهران قبول میشه و به همراه دوستش شوکا به تهران میره …
حالا بهش زنگ بزنم؟ عمرآ بره گم شه بی غیرت حالم ازش بهم میخوره. همون لحظه بعد از خوردن سوسیس ها مشغول جمع کردن سفره شدم که صدای گوشیم بلند شد. شوکا کیه؟ نجلا عامر داره زنگ میزنه…به نظرت جواب بدم شوکا؟ عزیزم من دارم میرم دانشگاه کلاسم دیر شده. آره جواب بده تو دانشگاه می بینمت هر چی شد بهم بگو…باشه برو دیرت نشه خدافظ…صدف و مروارید هم کلاس داشتن و نبودن …
تو اتاق تنها بودم…بعد از رفتن شوکا دوباره عامر دوباره زنگ زد. آب دهنم رو قورت دادم و دکمه پاسخ رو کشیدم… با صدایی که رو به بلندی میرفت گفتم: بله…سلامت کو؟؟؟… سلام…علیک سلام حالت خوبه؟ به تو چه مگه حاله آدم بدها برای تو اهمیتی هم داره؟ با زدن این حرفم عامر چنان داد بلندی زد و گفت ساکتتتتتتتتتتتتتتت که از جام تکون خوردم نجلا ساکتتتتت نجلا من تورو میکشم حرف نزن لامصب تو چرا همش رو اعصابه منی
منه عوضی گناهم چیه؟ که همیشه عاشقت بودم… چیه چرا زورت اومده مگه خودت اون حرفرو بهم نزدی؟ حالا چرا میسوزی؟ تو عمرم کسییی همچین حرفی بهم نزده بود بابا با اون اخلاق و سخت گیریاش حتی یک بار هم از این حرفا بهم نزده بود. خدا ازت نگذره عامر هر چی بهم میگی و هرکاری که میکنی واگذارت میکنم به خدا …نجلا خیلی دلم میخواد یک بار بهت زنگ بزنم بعد تو قربون صدقم بری…مگه من مغز خر خوردمکه قربون صدقه تو برم؟ نجلا امشب پرواز دارم برای تهران….