دانلود رمان انتقام می گیرد pdf از یلدا فلاح برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
لیلی دانشجوی رشته عکاسی و دختری آروم و بی سر و صداست که به خاطر شرایط خاص زندگی که داشته و داره منزوی و گوشه گیر شده.. عاشق یکی از هم کلاسیاشه به اسم سیاوش آزادروش و به شدت حس می کنه تو رقابتش برای بدست آوردن قلب این پسر بین دخترهای دیگه بازندست و این وسط همه چیز به تصمیم این پسر بستگی داره… و زمانی که باید بگذره و همه امیدوارن با گذشتنش بدی ها بره و خوبی ها به جاش بیاد…اما آیا واقعا همیشه اینطوری میشه؟ آیا همیشه با گذشتن زمان خوشبختی پیدا میشه…شاید هم زمان همون چیزی باشه که در نهایت انتقام میگیره
یک روز دیدیم دختر پیرزن که اسمش طاهره خانم بود چادر را سفت کشیده سرش و جلوی در خانه ایستاده. مادر رنگش مثل گچ دیوار سفید شده بود و بنای لرزیدن گذاشته بود. اما برخلاف تصوری که توی ذهنمان بود، طاهره خانم آمد توی خانه خیلی متین و موقر نشست و با مادر صحبت کرد. گفت می دانم از سر بدبختی و نداری دستتت به چنین کاری زدی . میدانم احتیاج و نیاز بوده که تو را وادار به این کار کرده…
اما خدا را خوش نمی آید که زندگیه مردم را سیاه کنی و زن و بچه مردم را بدبخت. گفت می داند شوهرش مرد خیریست و در راه خداست که ما را سرو سامان و جا و پناه داده اما بهتر است بی آبروریزی خودمان را جمع و جور کنیم و برویم گم و گور شویم ….این ها را گفت و رفت. باز هم ما ماندیم و فرصت یک ماه ای برای پیدا کردن جا و کار. مادر سعی کرد در این یک ماه به روی حاج آقا نیاورد…
تا او از قضیه فهمیدن زنش و اولتیماتومی که به ما داده شده بود تا بی خبر زحمت را کم کنیم با خبر نشود. به من هم سپرده بود لام تا کام حرف نزنم. اما این بار من بودم که همه چیز را خراب کردم. من بودم که در عالم کودکی ام تمام ان رفاه و شادیه زندگی را که تازه دوسال بود تجربه کرده بودم از دست رفته می دیدم. نمی خواستتتم دوباره با چمدان آبی رنگمان اواره شهر و کوچه شویم…پس به حاج آقا همه چیز را گفتم.