دانلود رمان عشق ابدی pdf از یگانه.ch برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دخترے ڪہ در سڹ 13 سالگی طمع تلخ یتیم شدن رو بخاطر یڪ فرد روانی و ثروت زیادش میچشہ…و در حالی ڪہ عموش اون رو با شرط پول میخواد دختره داستانموڹ بہ خونہ خالش پناه میبره و اونجا با اتفاقات و رفتاراے پسر خالش روهام عاشقش میشہ و هفت سال با عشق بہ اون و فکر رسیدن بہش زندگی میڪنہ. تا اینڪہ روهام نامردے میڪنہ قرار ازدواج رو با دخترے بہ اسم تارا میذاره …رهاے رماڹ ما میشڪنہ اما بازم سڪوت میڪنہ … تا اینڪه روز عروسی روهام و تارا فرا می رسہ…
حالا من بدون اون چیکار کنم چجوری زندگی کنم اصلا مگه میتونم زندگی کنم؟ خدایا خودت یکاری کن من بدون اون میمیرم ای خدا…با تقه ای که به در خورد از فکر اومدم بیرون روهام بود گفت: رها رها جان خوابی؟ با صدایی که سعی داشتم از بغض نلرزه گفتم: بله روهام کارم داری؟ گفت: عه… چیزه… میخواستم… اگه کاری نداری… یعنی اگه قبول میکنی… یعنی … باهام… بیای خرید … آخه شام میخوام با تارا برم بیرون نمیخوام دست خالی برم چیزیم که بلد نیستم بخرم میشه…
باهام… بیای یه چیزی بخرم؟ اخه تو سلیقه ی خوبی داری
نه من نمیخوام بیام برای عشق زندگیم خرید کنم نمیتونم تحمل کنم نه نمیخوام با صدای روهام که گفت: اگه کار داری نمیخواد بیای یه کاریش میکنم. از فکر اومدم بیرون با اینکه نمیخواستم برم اما تحمل ناراحتیشـو نداشتم پس گفتم باشه اما الان که خیلی زوده هنوز ساعت ۲ هم نشده. روهام راست میگی پس ساعت چند بریم؟ گفتم چهار خوبه؟ گفت: عالیه من باشه پس من به سری کار دارم تا ساعت ۴ روهام با صدای شادی گفت: تا ساعت ۴…
خیلی ممنونم خواهریم…نه نه من نمیخوام خواهرت باشم… لعنتی من عاشقتم چرا نمیفهمی عاشقتم؟ من نمیخوام خواهرت باشم، نه خدا یه کاری بکن دوباره گریم گرفت تو آینه قدی اتاقم به خودم نگاهی کردم، من چقدر ضعیفم من که میدونستم همچین روزی میرسه مگه به خودم قول ندادم که قوی باشم ها؟ پس چیشد اون قول و قرارها ؟ رها تو قوی هستی مگه نه؟ طاقت بیار هق هقم بیشتر شد نه من قوی نیستم، من نمیتونم زندگیمو با عشقش ببینم طاقت نمیارم من میمیرم وای خدا چرا یه روزه همه چی بهم خورد ؟