دانلود رمان ارباب زاده مغرور من pdf از الهه آتش برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
اربابی از تبار سیاهی، قدرت، دروغ، حیله، نفرین و خشونت. دختر ارباب دختری از جنس سکوت، آرامش، پاک، ساده و عاشق… خدمتکار ارباب پسری از جنس سنگ، پر از نفرت، پر از انتقام اما مهربون. حالا این دختر قصه عاشق پسر قصه مون میشه و زمانی که ارباب مچشون رو میگیره حالا چی در انتظار این دو نفر است …..
از صحنه ای که دیدم دلم شکسـت اشکام از چشمام میومد تا سوز دلمو خاموش کنه. پریا یقه رحیمو گرفته بود. گونه اشو گلگون کرد. چرا رحیم چیزی نگفت چرا نگفت ته دلم شکست رحیم. مسخ شـده بودم نمیتونسـتم فرار کنم حتی قدرت پاک کردن اشکامو نداشـتم. نگاه رحیم روم خیره موند تو نگاهش پر از ناباوری بود، پر از حرف اما من فقط نگاه کردم. نمی تونســتم تجزیه تحلیل کنم. با جیغ خفیف پریا بیدار شدم.
انگار از یک کوه پرتم کرده باشن پر از درد شدم. صدای پریا نیشتر دوباره به قلبم فرو کرد. نیشتری از جنس درد. تو این جا چه غلطی میکنی انگار حرف نزدنم براش گرون اومد چون اومد یکی خوابوند تو گوشم. من کتک خوردنم ملس بود. هر کی میومد و یکی میزد تو گوشم من نگام تو نگاه رحیم بود. سیلی دوم تو گوشم نواخته بود. رحیم اومد..بالاخره اومد و جلوم سبز شد…فقط به پریا گفت بسه دیگه… چطور میشه یه لحظه فقط فقط تو یه لحظه تموم تصورات ادم عوض شه…
با من چه کردی رحیم؟؟؟ شاید همه ادمای دنیا مثل من باشن …من وقتی تصوراتم خراب می شه تا چند روزی حتی انگیزه زندگی هم ندارم..این روزا حالم یه جوریه…یه جور ناجور که حتی حوصله رسیدگی به درسامم ندارم..انگار به اخرش رسیدم…نه به خاطر رحیم…من خسته شدم از این همه تحقیر شدن…من روحمو شکستم تا به رحیم نشون برام عزیزه…اما؟؟ یسنا سالار اومده گفت صدات کنم. باشه الان میام.