دانلود رمان ماهی دو اقیانوس pdf از مهسا زهیری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
یک ماه از وقایع جلد اول گذشته و عمران که با حقایق تلخ و کوبندهای در مورد تولد و هویت و گذشتهاش مواجه شده، با خشم غیرقابل کنترل، خودش رو گوشهای پنهان کرده و «عشق» رو مقصر همهی مصیبتهای خودش و بقیه میبینه. با سر رسیدن مردی که مرکز همهی اتفاقاته، تصمیم میگیره دوباره پا به جامعه بذاره و خانوادهی جدیدش رو ملاقات کنه. از طرف دیگه، سالهای تحصیل پریناز توی پایتخت به سرانجام رسیده و حالا با رویاهایی بزرگ، برای اجرای وصیت پدربزرگش به منطقه برگشته؛ ولی میدونه که دیر یا زود سنگها سر راهش سرازیر میشند و با فشار خانواده برای ازدواج روبهرو خواهد شد.
روی بینیش چین افتاده بود و سرد نگاه میکرد. پریناز پی حرفش رو گرفت هیچ کس به خودش اجازه نمیده پشت داماد شهردار حرف بزنه مخصوصاً شهرداری مثل پدر من که محبوب همه است. اگر قصد موندن دارید، این به کارتون می آد. سر عمران ایستاده بود و فقط گوش میداد. عاقبت لب باز کرد: گیریم که حرفهاتون درست. آخه من رو چه به شما یعنی تنها مشکلت اینه که به هم نمی آیم؟
عمران دستش رو بینشون حرکت داد و گفت: من و شما جور نیستیم. قد من رو ببین. پریناز هم متوجه این اختلاف اندازه ها بود؛ ولی وقت پیدا کردن یکی دیگه رو نداشت. میخواست زودتر به نتیجه برسه و با دست پر سراغ نوید بره این پسر زن میخواست و اون شوهر. تمام اگر عمران نق زدن رو کنار میذاشت مشکل هردوشون حل میشد؛ اما دوباره نق زد: واقعاً چرا؟ دلیلش رو بگو. بیشتر از این نمیشد معطل کرد و طفره رفت عمران واقعیت رو میخواست و پریناز واقعیت رو میگفت.
حاج ظفر رو میشناسی؟ پدربزرگم. آره جمعه شبها جمع میشدیم کباب میزدیم! پریناز نخندید و حرف خودش رو ادامه داد: طبق وصیت حاج ظفر بیمارستانش به اولین نوه ی پزشکش میرسه. مبارکه. ولی من میدونم که بابا و عمو و پسر عموها و پسر عمه هام نمیذارند راحت به کارم برسم چرا؟ چون دختر مجردم و زیر نظر بابام و پست مدیریتی هم شرط تأهل داره… با این شرایط هیچ کس من رو جدی نمیگیره. اجازه ی آب خوردنم هم دست بقیه است! صورت عمران باز شد و حرکتی به سر و لبهاش داد. زمزمه کرد پس این طور…