دانلود رمان بی همسرای pdf از sahar parichehr برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان زندگی چند زن و مشکلات به وجود آمده از ازدواج آنها. ازدواجهایی که عادی نبوده و زندگی رو برای زنهای داستان سخت کرده. حالا باید این زنها گلیم خودشون رو از آب بکشند بیرون که بعضی هاشون تنهان و بعضی هاشون هم شاید کسی رو داشته باشند اما …
پ.ن: برداشتی آزاد از زندگی واقعی چند زن …
– مرجان…؟ مرجان …؟ بی هوا در اتاق را باز کرد. در یک لحظه ترسی؛ سراپایش رو به انجماد پیش برد. فاصلهی مابین در تا کنار مرجان را فانتوم وار طی کرد و روبرویش زانو زد. قوطی سفید رنگ و استوانه ای را از میان انگشتان استخوانی مرجان بیرون کشید. -چه غلطی میکنی؟ مرجان سرش را پایین انداخت حرفی برای گفتن نداشت. هوای اتاق سرد بود .زیاد خیلی زیاد اکسیژن هم انگار در آن اطراف وجود نداشت. -چی کار میخواستی بکنی؟ اشکی از گوشهی چشم مرجان چکید و اشکی از گوشهی چشم سحر. آهی از سینهی مرجان کشیده شد آه و بلندتری از سینهی سحر.
بازوی مرجان را میان پنجههایش فشرد ناخودآگاه از سر عصبانیت -میخواستی چی کار کنی؟ صدایش میلرزید یاد جسد سوختهی زنی میان کوچه فیروزی افتاد. صدای پچ پچ همسایهها در گوشش بلند تر میشد که میگفتند زن منوچ مفنگی خودش را سوزانده. -میخواستی ندونم کاری مامانو بکنی مرجان بزنمت؟ بزنمت تا دیگه از این غلطا نکنی؟ صدای ناله ای ضعیف گوشش را نواخت. -من خیلی وقته مردم. -نمردی تا وقتی مادری. نمیمیری تا وقتی مادری. نباید بمیری تا وقتی مادری نمیذارم بمیری تا وقتی مادری. مامان خودشو کشت؛ حتی یه لحظه به من و تو فکر نکرد تو
اینجوری نباش. اون یه عمر واسه خاطر من و تو ساکت موند، تو نمون. تو واسه صهبا داد بزن تلاش کن زندگی تو بسازی مامان ضعیف بود تو نباش واسه صهبا مادر باش. -با کدوم شناسنامه؟ با کدوم سجل با کدوم تیکه کاغذ که ثابت کنم بچه من تو این خراب شده حق و حقوقی داره؟ با کدوم مدرک؟ -مگه مادری به مدرکه؟ -کاش سقطش میکردم. -مرجان یاسین خوندم سه ساعت؟ -تو چه میدونی از حال و روز من؟ تو چه میدونی از زجرایی که من تو این چند سال کشیدم؟ تو که از سر سفره عقد پیرمرد نجاتت دادن تو چه میدونی از یتیم بزرگ کردن؟ نا باور سراپای مرجان را نگاه کرد …