دانلود رمان آنائل رانده شده pdf از سحر نصیری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
از بچگی تو گوشم خوندن فریا ناف بریدمه! من نامی شهیاد مردی قدرتمند و جدی تمام زندگیم رو از دور تماشاش کردم که غرایزم کار دستم نده! انقدر غرق فر موهاش و شیطنت چشمهاش شدم که یادم رفت اون از وجود من توی زندگیش بیخبره! اون ناف بریدهی من بود و قولش رو بهم داده بودن و حتی از این که مال منه خبر نداشت! پس وقت این رسیده بود که خودم رو بهش نشون بدم! خیال میکردم همه چیز طبق نقشه پیش میره و اون برای همیشه مال من میشه ولی فکرش رو هم نمیکردم که فرشته کوچولوی من یه کله آتیشیه سرکش باشه که مدام نه روی حرفم میاره و ازم سرپیچی میکنه!
بعد از این که ظرف میوه را روی میز گذاشتم سریع به سمت باغ به راه افتادم هربار که به اینجا میآمدند یا بساط کباب به راه میانداختند یا مشغول بازی و خوش گذرانی میشدند انگار که برای تفریح به رفته بودند. شنیدن صدای داد و بیدادشان باعث شد نگاهم را بینشان بچرخانم. فرشته و سیما یک تیم شده بودند و باربد و نریمان تیم دیگر میدانستم سر نیم ساعت نشده دخترها را کبود میکنند. نگاهم دور تا دور باغ به دنبال نامی چرخید. به محض دیدنش که گوشی به دست به یکی از درختان باغ تکیه داده بود و خیره نگاهم می
کرد دستپاچه شدم… ولی نگاهم را ندزدیدم خیره در چشمان جست و جوگرش قدم بعدی را که برداشتم جسم محکمی به صورتم اصابت کرد و صدای جیغ دردناکم بلند شد. سریع دستم را روی بینیام گذاشتم و از درد نالیدم اشک به چشمانم هجوم آورد و تند تند راه خودش را به صورتم باز کرد. -اه جلوت رو فریا بازی رو خراب کردی! با شنیدن صدای طلبکار سیما چشمانم گرد شد و دستم را بیشتر به بینی ام فشردم. از شدت درد نمیتوانستم حرف بزنم یا دستم را بردارم. چند لحظه بعد باربد بود که اولین نفر رسید و سریع جلوی پایم
زانو زد. خواست حرفی بزند که صدای تیز و بلند نامی باعث شد همه خشکشان بزند. -دِ مگه کورید؟ حواستون کجاست؟ زیر چشمی متوجه شدم که سایهی بلند باربد را به کنار هل داد و سریع دستش را به صورتم رساند. -فریا؟ دستت رو بردار ببینم نشکسته باشه. با درد و لبهایی لرزان دستم را از روی صورتم برداشتم. با دیدن صورتم اخمهایش را درهم کشید و سریع دستمالی از جیبش بیرون کشید: داره خون میاد. بعد به سمت چهارنفری که مانند کودکانی خطاکار گوشه ای ایستاده بودند چرخید شکسته باشه من میدونم با شماها …