رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان رز سفید رز سیاه از ترانه بانو

دانلود رمان رز سفید رز سیاه pdf از ترانه بانو برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

سوئیچ چرخوندم و با این حرکت موتور خاموش شد. دست چپمو بالا اوردم و یه نگاه به ساعتم انداختم. همین که دستمو پایین اوردم صدای بازشدن در بزرگ مدرسه شون به گوشم رسید. و کمتر از چند ثانیه جمعیت حجیمی از دختران سورمه ای پوش بیرون ریختند. سنگینی نگاه هایی رو روی خودم حس می‌کردم که هراز گاهی باهم درگوشی پچ پچ می‌کردن… اما بی توجه به اونا از همون فاصله نگاهم فقط زوم یه نفر بود…

خلاصه رمان رز سفید رز سیاه

در اتاقم بستم و کمرم رو به در چسبوندم چند نفس عمیق کشیدم و به طرف تخت قدم برداشتم. از زمانی که همراه مامان گلی از اتاق خارج شدم و غذا خوردم تا همین حالا که برگشتم در کل ده دقیقه بیشتر زمان نبرد. اصلا نفهمیدم چی خوردم فقط دلم می‌خواست زودتر برگردم تو اتاقم و این حس بیشتر منو تو کلافه و عصبی می‌کرد. گوشی را از زیر بالش در آوردم و بدنم روی تخت ولو کردم صفحه گوشی رو روشن کردم لایوش تموم شده بود! اما متوجه مسیجی توی دایرکتم شدم انقدر بی حوصله بودم که می‌خواستم بی توجه

از کنارش بگذرم اما بازم تا اونجا که اومده بودم گفتم ببینم کیه. با دیدن اسمش تو ردیف اول دایرکت‌هام برای چند ثانیه قلبم از کار افتاد. و بعد با آخرین سرعت شروع به تپیدن کرد. مغزم می‌گفت نخونده مسیج رو پاک کن و از اونجا بیا بیرون اما قلبم، امان از قلب زبون نفهمم که همه چی رو روی حساب کنجکاوی می‌ذاشت. و بهانه‌ی کنجکاوی که سعی داشت منو گول بزنه با بی حسی که توی دستام حس می‌کردم به زور انگشتامو تکون دادمو روی مسیجش رو لمس کردم با خواندن پیامش چشام قدر نعلبکی شد چندبار پلک زدم تا ببینم درست

می‌بینم یا که از فکر و خیال زیاد توهم زدم اما درست بود اشتباه نمی‌کردم نوشته بود: چطوری نانا؟ تا به این سن هفده سالگی رسیده بودم این اولین نفر بود که اینطور صدام میزد اگه کسی می‌خواست اسمم رو مخفف کنه می‌گفت نازی، ولی تا به حال کسی اینطوری نگفته تو اون لحظه قند توی دلم آب شد اما مغزم به مقابله با دلم برخاسته بود! درست برخلاف ته دلم که کیلوکیلو قند آب میشد در جوابش نوشتم: اول اینکه سلام، دوم اسم من نازنین جناب! منتظر جوابش بودم صفحه گوشی رو خاموش کردم و سرم زیر بالش بالش فرو بردم …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
سوئیچ چرخوندم و با این حرکت موتور خاموش شد. دست چپمو بالا اوردم و یه نگاه به ساعتم انداختم. همین که دستمو پایین اوردم صدای بازشدن در بزرگ مدرسه شون به گوشم رسید. و کمتر از چند ثانیه جمعیت حجیمی از دختران سورمه ای پوش بیرون ریختند. سنگینی نگاه هایی رو روی خودم حس می‌کردم که هراز گاهی باهم درگوشی پچ پچ می‌کردن... اما بی توجه به اونا از همون فاصله نگاهم فقط زوم یه نفر بود...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    رز سفید رز سیاه
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ترانه بانو
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    رمانسرا
  • صفحات
    3827
خرید کتاب
29,300 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 635 بازدید
  • 29,300 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.