دانلود رمان هزار چم (جلد دوم) pdf از زینب ایلخانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
روایتی نو از سرانجام قهرمان هزارچم، امیر رضا، ریحانه، شهاب الدین! «هزارچم دو» قصه پایان سرنوشت شخصیت هاست، پایان سیاهی ها و شاید …
روی تاب سفید کنار استخر زانوهام رو بغل کردم و خودم رو سپردم به نسیم سبک و خنک شب یه طرف ذوق کور شده ام و یه طرف چشم باز شده ام بعد از حرف زدن با شهاب باعث شد ناامید کننده ترین تست بازیگری که تا به حال داشتم رو بدم جوری که حتی امتیاز مربوط به آشناییم با صاحب لوکیشن هم کارساز نباشه و فقط بتونم برای فردا یه شانس دیگه داشته باشم… اگه حال دیشب این موقع رو داشتم قطعا از فکر اتود زدن به صحنه مشترک با امین یه لحظه هم
سر جام بند نبودم و با هر راه و روشی مشغول تمرین میشدم اما حالا توی یه بی حسی مطلق دست و پا میزنم… با حس سایه کسی توی تراس اتاق شهاب نگاهم نیز میشه نمیدونم چرا انقدر اینکه تارا رو ببینم واسم عجیب یا شاید مهمه که بی اختیار نوک انگشت های پام رو روی زمین میکشم تا تاب رو متوقف کنم. خودشه… تاراست که تنها منبع روشنایی، یعنی گوشی توی دستش صورت و اطرافش رو تا حدی روشن کرده. ترکیب ربدوشامبر سفیدش و موهای آزادش توی این
تاریکی هم جوری دلفریبه که نمیتونم محوش نباشم تا جایی که وقتی خودش وارد اتاق میشه و میره تازه به خودم میام و میفهمم انگشتهامو چطور با فشار توی چمن ها فرو کردم. یه حرص ناشناخته به پاهام قدرت میده دوباره خودمو تاب بدم و همزمان پوزخندی روی لبم میشینه بیخود نیست روابط و جو حاکم توی اکثر گروه های سینمایی براش عجیب و جدید نیست و علی رغم پیشینه مذهبی و سنتی خانوادهاش خیلی راحت با خیلی چیزها برخورد میکنه. چون حد و مرزهایی که …