دانلود رمان گریز pdf از منا امین سرشت برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
تابان دختر یکی از مسئولین سرشناس کشور است که در یک شرکت ساختمانی مشغول فعالیت است و با رئیس شرکت رابطهی عاشقانهای دارد. درست زمانی که تابان از شرکت برای انجام مأموریتی عازم سفر میشود، فردی از گذشتهی تلخش سر راهش سبز میشود و او را …
چشم هایم را با درد باز کردم سرم داشت منفجر میشد و بینی ام از بوی تند و وحشتناکی که به مخاط بویایی ام چسبیده بود، میسوخت. دستی به پیشانی ام کشیدم و نگاهم را در اطراف چرخاندم زمان و مکان را گم کرده بودم حتی خودم را… خودم را هم فراموش کرده بودم چه برسد به اینکه بفهمم این اتاق و این خانه کجاست و من اینجا چه میکنم. به سختی در جایم نشستم پاهایم را از تخت غریبه ای که روی آن به خواب رفته بودم آویزان کردم و دنبال یک رد آشنا
گشتم. من وسط این اتاق تقریباً خالی با یک تخت یک نفرهی چوبی قدیمی و یک میز آرایش بی وسیله چه میکردم. از جا که بلند شدم اتاق دور سرم چرخید و چشمانم سیاهی رفت. دستم را به لبهی تخت بند کردم تا پخش زمین نشوم. نگاهم در آینه به خودم افتاد به دختر رنگ و رو پریده ای که روی پاهایش بند نبود. مسیر نگاهم را به پایین کشیدم و انگار چیزی مثل پتک توی سرم خورد نگاهم را از آینه گرفتم و به سر تا پای خودم انداختم. من با یک تاپ تنها شلوار جین و
جوراب وسط این جای غریبه چه میکردم. سر چرخاندم و مانتو و شال و کیف و سایر وسایلم را افتاده روی زمین و گوشه اتاق دیدم. کف دستم را روی سرم گذاشتم با شنیدن صدای محکم باز و بسته شدن دری از بیرون، پلکهایم بی اراده بسته شدند تمام اتفاقاتی که از سر گذرانده بودم با دور تند جلوی چشم هایم رژه رفت. سوار شدن به ماشینی مدل بالا نگاه ترسیده الناز و سمیرا، کشیده شدن گوشی از دستم سوار شدن آن مرد غریبه در ماشین، جیغ های بلندی که خیلی زود …