دانلود رمان نامشروع pdf از غزل ریاحی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
نامشروع روایت زندگی جانان است. جانانی که در مهمانی یکی از دوستانش توسط فردی ناشناس مورد دست درازی قرار میگیرد و این در حالیست که فقط چند هفته به عروسیش مانده است. زمانی همه چیز خراب میشود که متوجه بارداریش میشود و این تازه اغاز ماجراست …
_بیا اینجا انقدر واینستا. نگاه مضطرب و نگرانم از پنجرهی خانه پری جدا میشود و به سیمای کلافهی مهران میچسبد. اخم درهم کشیده و عاجزانه دست به کمر بند کرده. درست مثل پدری شده که از دست فرزنده چموشش قصد دارد سر به بیابان بگذارد. میدانم که جدا از نگرانیش بابت احوالم، نگران خودش است که بعد از هربار بدحال شدنم باید دست به دامن هزاران امپول و سرم شود. _بخدا دلم داره مثل سیر و سرکه میجوشه. دستی میان موهایش میبرد و جلو میاید. دست
به دوره شانه هایم حلقه میزند و مرا بر مبلی مینشاند. -جانان تو چرا حیا نداری دختر.. خوبه همین نیم ساعت پیش زیر سرم بودی… یکم رحم کن به خودت… استرس لبم را به زیر دندان میکشاند و دوباره راه گلویم تنگ میشود. بعد از هشت روز در خانهی پری ماندن و دوری از مامان و حاج بابا، بالاخره همین روز رسید. امروز پری و کسری به خانهمان رفته اند تا همه اتفاقات را به طور کامل برایشان توضیح دهند چرا که همین غفلت چند روزشان هم فقط بابت احوال ناخوش
من بود... منی که در تمام این روزها و بعد از آن شب عروسی لحظه به لحظه ام زیر سرم سپری شد. صدای زنگ موبایل مهران، بجای او.. مرا از جا میپراند. یقینا پری است بی هیچ مکثی بر میخیزم و به تندی به سمت موبایلش میروم که صدای متحیرش به گوشم میرسد: وای وای چته تو؟ بخدا موبایل منه که داره زنگ میخوره توجهی به شوخیهایش نمیکنم و موبایلش را در دست میگیرم. با دیدن نام پری، دستانم به لرزیدن روی میاورند. با تمام اینها مثل منگها تنها …