دانلود رمان دشت آنا pdf از کیت روبرت برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
پرسفون دومین دخترِ قدرتمندترین زن شهر، مدتهای زیادی رو برای فرار از شهر و زندگی اجباری و کسالت بارش تلاش کرده و حالا که در یه قدمی آزادیش قرار داره، توسط توطئه مادرش در یک عمل انجام شده قرار میگیره و در بزرگترین مهمانی سال و حضور تمام بزرگان شهر به نامزدی حاکم بزرگ، قاتل و پیر شهر، درمیاد. اما پرسفون همون شب فرار میکنه و حتی مرگ رو به این حقارت ترجیح میده. ولی سرانجام فرارش به ربوده شدن توسط بزرگترین دشمن این حاکم می انجامه. مردی بسیار خطرناک که سال هاست افسانهای بیش نبوده و بردن اسمش برای وحشت کردن کافیه …
“هادس” پرسفون منو در موقعیت غیر قابل باوری قرار میده او درست میگوید ما باید زودتر از اینها به این نتیجه برسیم که ما رسما با هم هستیم. اما همچنین پرسفون بارها و بارها به من ثابت کرده است که او سلامت و ایمنی خودش را در انتهای لیست اولویت های طولانی خودش قرار داده است. آن لعنتی ها در شهر بالا ممکن است که او را برای این کار تشویق کرده باشند و باعث شده باشند که او هیچ اهمیتی به سلامت و نیازهای ابتدایی بدنش ندهد، اما اینجا و در شهر من، این
رفتار به این معنیست که من نمیتوانم به او اعتماد کنم که وقتی با خودش اینطور است پس با من صادق باشد. که این هم یعنی من میتوانم در مواقعی که اگر خودم دقت نکنم و حواسم نباشد، به پرسفون آسیب برسانم، او مراقب خودش نیست. من هم نمیخواهم که مراقب رفتارم باشم. لعنتی… من هرگز قبلا تا این حد نزدیک به این موقعیت هم نبودم که توسط شخص دیگری کنترل خودم را از دست بدم. هر نظر و نگاه هوشمندانه ای که به آن لب های صورتی زیبا و به آن
چشمان بازیگوش عسلی اش که میاندازم باعث میشود که بخواهم او را با خودم به قعر تاریکی بکشانم. من میخواهم به تاریکترین و کثیفترین خیالاتی که پرسفون حتی در ذهنشم هم به سختی توانسته به خودش اعتراف کند که این ها را میخواهد خدایی کنم… و تمام آن ها را عملی کنم و همه را به او بدهم و البته این موضوع هم این قسمت ماجرا را توضیح نمیدهد که چرا من امروز او را با خودم به گلخانه بردم. آن مکان و آن گلخانه هیچ ربطی به قرارداد ما ندارد …