دانلود رمان سورئالیسم pdf از نیلوفر رستمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در مختصاتی از مشرق، زنی با ظاهری از جنسِ غرور، بعد از مرگ همسرش از خانواده پدری طرد میشود و تنها و مستقل با دخترش زندگی میکند. قصه در مغرب اما راجعبه هنرمندی است از قماشِ احساس و ردهی مردانگی! که اسم و راهِ پدر را درک کرده. خاطرهای از کودکی، احساسی با قدمت یک رویا در قلب مهدیار به جا گذاشته و او را وادار کرده با ازدواج و روابط عاطفی بیگانه باشد، تا اینکه درنهایت سرنوشت می چرخد و کودتایی پُر سروصدا آغاز میشود… عشقی ممنوع! از جنسِ رسوایی! زندگیِ مهدیار را دستخوش تغییر قرار می دهد.. و بعد از سالها، گمشدهی کودکیاش را پیدا میکند …
نگاه پرواز باریک شدو بین او و جوانک های پشت سرش رفت و آمد با غرور خاص خودش روی پاشنه چرخید و سمت آنها رفت این بار صدایش بلندتر بود و مخاطبش همهی آن چهار نفر: با سروش کار دارم سروش یزدانی میدونم یکی از شما چهار نفرین پس بهتره خودش بهم بگه تا خودم دست به کار نشدم. پسرها نگاهی رد و بدل کردند یکی از آنها که از بقیه کم سن تر بود پایش را روی خیابان سر داد و پرواز با نگاهی تیز چشم به رویش زوم کرد پسرک تیشرت لیمویی پوشیده و
ماه گرفتگی سوک پیشانی اش درست همان بود که شمیم نشانی داده بود. شروع به دویدن کرد و پرواز بدون لحظه ای مکث پشت سرش دوید. پسرها بهت زده به او نگاه میکردند که به سرعت یقهی تیشرت سروش را کشیده و او را از مقابل روی زمین انداخت. سروش که خواست سر بلند کند، پاشنه بلند پرواز پشت گردنش نشست و او با احساس فرو رفتن چیزی مثل سوزن در گردنش آخ و ناله کرد. پرواز بی حوصله و کم صبر بود. بی توجه به تقلاهای سروش پاشنه اش را
محکم تر به گردنش فشرد و گفت: دنبال عقیل میگردم دایی نسناست که خودش رو قایم کرده تو سوراخ موش. نیمی از صورت پسر روی آسفالت کشیده میشد و درد داشت. نالان پاسخ داد: نمیدونم کجاست من با عقیل کار نمیکنم. پرواز محکم تر گردنش را فشرد. سروش دوباره آخ و ناله کرد. یکی از جوان ها با اخم جلو رفت و خواست از رفیقش دفاع کند: ولش کن زنیکه. پرواز که به سرعت اسلحه را از کیف دستی اش بیرون کشید، چشم پسرها گرد شد و او که جلو آمده بود …