دانلود رمان تاریک ترین وسوسه (جلد سوم مجموعه مافیا) pdf از دنیل لوری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
زمانی یک پیشگو به میلا گفته بود، مردی را پیدا خواهد کرد که نفسش را بند میآورد. و از گفتن اینکه این دقیقا وقتی خواهد بود که او برای زندگیش در حال فرار است، خودداری نموده بود. میلا همیشه کاری که از او انتظار میرفت را انجام داده بود، نه در مورد غیبت های پدرش یا اصرار پدرش مبنی براینکه میلا پایش را در زادگاهش روسیه نگذارد. میلا خسته از قوانین و سوالات بی پایان همان کاری را میکند که همیشه آرزویش را داشت. با هواپیما به مسکو میرود. هرگز فکرش را نمی کرد که در راه شیفته و جذب مردی شود. مردی با ثروتی غیر قابل توضیح …
بوی دود سیگار ازخواب بیدارم کرد. به حسهایم هجوم آورد و برای همیشه با رایحه عمیق و مردانه ای که در دیوارها فرو رفته بود مخلوط شد. روی کاناپه نشستم و نگاه خیره رونان را از پشت میزش دیدم و به عمد انگشتانم را لای موهای بلندم فرو بردم. من به طور منظم همیشه موهایم را صاف میکردم، اما هربار که خواب بودم این حلقههای سرکش برای انتقام به سراغم میآمدند. آن ها بیش از حد سرکش بودند، برای اینکه مرتبشان کنم مجبور به اینکار بودم. با به یادآوردن
اینکه شلوارک فاق بلندم چقدر کوتاه است عضلاتم منقبض شد. دیروز که ساکم را میبستم فکر نمیکردم در دفتر یک مرد بخوابم. در صندلی چرمیش تاب میخورد و با توپ ضد استرس بین دست هایش بازی میکرد پرتش میکرد. فشارش میداد. با لبخندی کوچک گفت: خیلی خوابت سنگینه. هیچ کس به او نگفته بود که تماشای خواب کسی درست نیست؟ خودش میدانست. این از برق سرکش چشمانش معلوم بود. شاید قلباً خیلی جنتلمن نبود؟ بعد از اینکه مو قرمز بداخلاق
کمی بعد از ساعت چهار صبح بیدارم کرده به خواب عمیقی فرو رفتم که خاطره کوتاهم از او را کمرنگ کرده بود. حضورش بزرگتر از زندگی بود؛ یک سایه جایی که سایه نباید باشد. هنوز سرتاپا سیاه بود بدون کراوات، اما امروز موهایش کمی به هم ریخته بود انگار انگشتان جوهریش را میان آن ها فرو کرده بود، و با توجه به چرخش دودی که از زیر سیگاری روی میزش بلند میشد داشت صبح زود سیگار برگ میکشید. هرگز مشکلی با حرف زدن نداشتم، با گفتن کلمات روب لب هایم …