دانلود رمان گناهکاران ابدی pdf از کیانا بهمن زاد برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آنیدا با گذشته ای عجیب و پر رمز و راز، برای عملی کردن نقشه های پدرش که رئیس یک باند قدرتمند و خلاف است، وارد شرکت زرگران میشود، آنجا با ویهان آشنا و طی اتفاقات و ماجراهای زیادی بهم علاقمند شده اما موانع زیادی برای رسیدن آن ها بهم وجود دارد مانند پدر آنیدا و …
به سمت در اتاق رفتمو بازش کردم متوجه ویهان شدم که هنوز روی صندلی نشسته بود با این تفاوت دست به سینه سرشو به دیوار تکیه زده بود و چشماشو بسته بود وارد اتاق شدم پتوی مسافرتی روی تخت بغلیو که مرتب تا شده بود برداشتم به سمت ویهان رفتم آروم پتو رو باز کردم و روی شونه هاش انداختم ناخواسته در همون حین خیره صورت غرق خواب مردی شدم که با پرو و غد بودن بیداریش زمین تا آسمون فرق داشت انگار الان یه موجود دیگه مقابلم
خوابیده باشه نه ویهان زرگران. بیخیال شدم از کنارش رد شدم به سمت در خروجی بیمارستان رفتم به هوای تازه احتیاج داشتم دلم گرفته بود میخواستم با یکی حرف بزنم به خاطر همین گوشیمو برداشتم خواستم به آتا زنگ بزنم اما ناخواسته بین راه دستم متوقف شد هر کار کردم نتونستم دلمو راضی کنم بهش زنگ بزنم اگه به پدرش خبر میداد شک نداشتم همایون سریعا خودشو میرسوند هرچند برای همایون فرقی نداشت من روی اون تخت باشم یا آتیلا در هر صورت
برمیگشت ایران! نمیخواستم در حقش نامردی کنم چون همایون هر اتفاقی برای هر کدوممون میفتاد هوامونو داشت اما خب خیلی وقتا باعث و بانی درد کشیدنام خودش بود که البته بعدش دکتر شخصیشو بالای سرم میاورد یا حتی اگه لازم بود خودش شخصا منو به بیمارستان میبرد اما هیچوقت نفهمیدم وقتی تا این حد نگرانم میشه پس چرا بهم آسیب میرسوند؟ مگه ارزششو داشت خطاهای من تاوانش کتکهای وحشتناک همایون باشه؟ آهی کشیدم و دستامو دور خودم …